پاسخ به وبلاگ "خارج از مکان", با ادای احترامات منتقدانه!
تو بر کدامین ساز می رقصی
و ناز کدامین ارباب را می کشی
و بر شاخ کدامین کتابسوز تاریخ جدید ایستاده ای؟

الصاق برچسب نچسب تجزیه طلبی به آزادیخواهان هویت طلب آذربایجان، صد سال است به مثابه یک پروژه غیر انسانی از سوی پان ایرانیست های فسیل شده پیگیری می شود. خیزش دوباره دانشجویان آذربایجان و دستگیری گسترده آنان با عکس العمل رسانه ها و روزنامه نگارانی روبرو شده که تا پیش از این آذربایجان را با همه اتفاقات و مظالم پیرامون آن بایکوت می کردند. در این میان پرداخت رسانه فارسی زبان صدای آمریکا به مساله آذربایجان در تفسیرخبری چهارشنبه ۸ مهر از جلوه ای وِیژه ای برخوردار بود. این رسانه در برنامه پربیننده خود در خصوص اعتراضات اخیر دانشجویان دانشگاه تبریز از پیمان عارفی اسکویی، پان ایرانیست تبریز نشین اظهار نظر خواست. این دانشجوی اخراجی دانشگاه تهران در پاسخ به تلویزیون آمریکا، دانشجویان آزادیخواه تبریزی را تجزیه طلب خواند و از دولت خواست با همه وجود آنان را سرکوب کند!
پیمان عارفی اسکویی را می شناسم او عقبه پان ایرانیست هایی چون پرویز ورجاوند است و پروژه آنها را با اشتیاق و با حرارات تمام دنبال می کند. به رغم میل قلبی و منش قلمی برای اولین بار یک آدم را بی تعارف معرفی می کنم. من وقتی نونوربازیها و خودشیفتگی های این بچه را در دانشگاه تهران می دیدم حالم از هر چه سیاست و فعالیت سیاسی بود به هم می خورد. این کوتوله هردم بیل آنچنان مضحک در عرصه سیاست تاخته که جز خنده خلق را پشت سر خود جا نگذاشته و اندک اعتبارش را مدیون عملکرد احمفانه وزارت علوم در اخراج او از دانشگاه تهران است. او باید در دانشگاه حتی در مقطع دکتری ادامه تحصیل می داد و با حضورش در دانشگاه تهران بانی خنده خلق می شد. به هر حال دانشگاه تهران به " دکتر " نیاز دارد چه دکتر عابدی و چه دکتر عارفی!
پیمان عارفی اسکویی گفته است دانشجویان دانشگاه تبریز تجزیه طلب هستند. باید بگویم در مرام هیچ کدام از فعالین موثر آذربایجان "تجزیه طلبی" نیست. یکبار خود پیمان در یکی از خودشیرینی های خود چنین اظهار داشت: " من به عنوان کسی که تاریخ مشروطه را کامل خوانده ام قاظعانه می گویم پیشه وری هم تجزیه طلب نبوده است" آقای عارف عقل کل! اگر تو اعتقاد داری پیشه وری در آن دوران جدایی ممالک تجزیه طلب نبوده (که نبوده) پس چگونه ادعا می کنی دانشجویان آزادیخواه تبریز در فضایی اینچنین منزجر از تجزیه، جدایی طلب باشند؟ آقا! حواست هست؟ می دانی چه کسانی را به چه چیزی متهم می کنی؟ و چه کسانی را به چیزی تشویق می کنی؟
پیمان عارفی اسکویی نمی خواهد و نمی تواند بداند که حفظ این نقشه گربه ای بیش از آنکه تنها و تنها شعار خودفریب پان ایرانیست ها باشد نیت و ارزش قلبی تمام آذربایجانی ها و بخصوص آذربایجانی های دربند است. اما اگر ایران برای همه ایرانیان است پس باید حقوق همه به یک اندازه پاس داشته شود. چطور می شود آقایان فعالان حقوق بشر از روزنامه نگار گرفته تا برنده صلح نوبل در ایذاء چند بهایی تا پای جان ایستادگی می کنند اما به پایمال شدن حقوق اولیه و ضروری بیش از ۲۵ میلیون ایرانی اهمیتی نمی دهند و در برابر اینهمه تبعیض سکوت اختیار کرده و راه بیخیالی طی می کنند؟! و وقتی هم از سر اجبار زبان باز می کنند از زبانشان شعله های نفرت بیرون می زند؟
پیمان! این معادله چندمجهولی، عجیب گیجم کرده است تو چرا اینقدر از همشهریان خود کینه به دل داری؟ یک روز برای دشمنشان در شهرشان و پشت دیوار خانه شان مجلس یادبود برگزار می کنی و روز دیگر بر اعتراض د انشجویانشان در خصوص دستگیری فرزندانشان تازیانه دروغ و نیرنگ می زنی؟ تو در کدام دانشگاه و پیش کدام استاد حقوق درس خوانده ای که اینچنین یکباره مردمی را متهم به تجزیه طلبی می کنی و حکم آنچنانی صادر می کنی؟ تو بر کدامین ساز می رقصی و ناز کدامین ارباب را می کشی و بر شاخ کدامین کتابسوز تاریخ جدید ایستاده ای؟ تو که تاریخ را به ادعای خودت خوب خوانده ای آیا می دانی پای در راه چه کسانی نهاده ای؟ کسانی که صد سال تمام، همه تلاش نظامی، سیاسی، علمی، اقتصادی، فرهنگی و هنری خود را بکار بسته اند تا تاریخ و هویت یک ملت را نابود کنند. پیمان! تو تاریخ خوانده ای؛ آیا موفق شده اند؟
پیمان! این نقشه گربه ای اگر سرزمین همه ایرانیان است پس باید درون مرزهای آن به کسی ظلم نشود و اگر قرار باشد تنها و تنها یک قوم از مواهب آن بهره ببرند پس چه ضرورتی دارد حفظ این نقشه گربه ای؟ نقشه زیبایی که در کتاب جغرافیا به من نشان داده اند بر شانه های رادمردان شهر تو و شهر من (تبریز) حفظ شده است. این نقشه به زور بازوی شیخ محمد خیابانی و ستار و عباس میرزا و مهدی باکری و ... باقی مانده و با اندیشه مهترانی چون بازرگان و رشدیه و عالی نسب و ... زیبا شده و اگر قرار است باز هم باقی بماند و زیبا بماند با تلاش مزورانه شما پان ایرانیست ها که دفاع خنده دارتان از خلیج فارس ملت را به تحیر واداشته، باقی نمی ماند و البته زشت هم می شود ( که می شود ). این نقشه همچنان همانند هماره تاریخ با تلاشهای آزادیخواهان آذربایجان و با هویت طلبی فعالان مدنی آزادیستان ایران، گربه ای می ماند.
جناب پیمان! تاریخ معاصر مثل تو زیاد دارد و البته همچون دانشجویان دانشگاه هویت طلب دانشگاه های تبریز و تهران هم؛ دانشجویانی که در عمق محرومیت درس خوانده و بهترین رتبه های کنکور را تخذ کرده اند و با همه مصیبت ها به تحصیل علم و البته به طلب حق و بازگویی حقیقت مشغولند نه مثل خیلی از فعالان توی طاقچه نشسته حقوق بشر و روزنامه نگاران مزدا سوار و زاتیا سوار و برخوردار از مواهب الهی و غیر الهی!
پی نوشت: این نوشته را به عنوان یک استثنا از من بپذیرید. هرگز دلم نمی خواست اینگونه بر کسی بتازم اما در این پنج روز هر کاری کردم تا بر خشم خود از پاوه گویی و پریشان گویی پیمان عارفی غلبه کنم نتوانستم. این مطلب بسیار تندتر و کوبنده تر متن حاضر بود ... .
و پاسخ تجددنامه:از کامنتی که در وبلاگم گذاشته بودید به خواندن هجویاتتان در باب خود رهنمون شدم.
1: از اینکه با دشنام گویی به بنده احتمالا قدری خاطر پریشان و خشمگینتان التیام یافته خشنودم.
2: از اینکه در گذشته در این رنجکده و سرای اندوه و خشم، توانسته ام لبخند بر لبان شما و خلق خدا بنشانم نیز خشنودم. چه نه دشنام و یاوه و کینه و خشم، بل مهربانی و ملایمت و مهرورزی و انسانیت در آنجا که مهد "آیین مهر" است و ایرانش میخوانند ، هنر است! از اینکه حقیر را واجد چنین هنری دانسته اید مسرورم.
3: اما برادر ناشناس و ظاهرا همشهری عزیزم عنان زبان و قلم از کف بدادن و زبان به مزبله بردن و به قول دوستان اصلاح طلب "زبان غیر بهداشتی"اختیارکردن،اصلا در شان یک انسان تحصیلکرده و احتمالا علوم اجتماعی خوانده نیست! شما به من بگویید اگر من از نزد فلان استادحقوق به زعم شما دست خالی و نا آموخته بازگشته ام، آیا شما از نزد اساتید جامعه شناستان با دست پر برون شده اید؟ عزیزم دشنام و توهین و افترا را از اباذری آموخته ای یا از توسلی و جلایی پور و هاله و سارا شریعتی؟ دلبند ناشناسم اصلا شاگرد خوبی نبوده ای! حتی چنانکه حسین حیدری را میشناسم ، با چنین نوشتار و اندیشه ای که جز خون و جنون و نفرت از آن نمیتراود، دوست خوبی هم برایش نیستی. حتی اگر چنان سنگش به سینه زنی که سینه ات هزارچاک شود!
4: نه تنها بر تندخویی و کج خلقی ات متاثر شدم، بل از کج فهمی ات فغان سر دادم! آخر مرد حسابی تو آیا واقعا مصاحبه مورد ادعا را دیده ای یاکه تنها وصفش شنیده ای و کج اندیشانه تخیل تنیده ای؟ من در آن مصاحبه کی گفتم "دانشجویان بازداشت شده آذربایجانی" تجزیه طلب هستند؟!!!!
بنده که دقیقا به صراحت عکس آن را گفتم و میلیونها بیننده ایرانی آن برنامه نیز دیدند! جمله ام در برابر پرسش مجری برنامه در مورد بازداشت شدگان را تکرار میکنم تا شاید اذهان بیمار را شفابخش بوده باشد. گفتم:" هرچند معتقدم برخورد با جدایی طلبی فعلی کاملا پذیرفتنی است و (از وظایف هر دولت) ، اما پرسش این است که آیا واقعا چنانکه نهادهای امنیتی میگویند بازداشت شدگان، جدایی طلبانی ...هستند و یا اینکه "هویت طلبانی مسالمتجو که در چارچوب تمامیت ارضی ایران به توانمندسازی بخشی از هویت ملی ایران و جزیی از عناصر سازنده هویت ملی ایران دلمشغول....؟ آذربایجان اقتضائات خاص خود را دارد و نباید همگان را به انگ جدایی طلبی راند. آذربایجان نقطه ثقل تجددخواهی و مشروطه خواهی و دموکراسی خواهی...." عزیز ناشناس خواهش میکنم به من و خوانندگانت پاسخ ده که از کجای این جملات و مواضع، متهم ساختن بازداشت شدگان به جدایی طلبی را نتیجه گرفته ای؟
5: آنقدر مرد هستم که وقتی فردی در زندان و تحت بازجویی نهاد امنیتی است، اگر جدایی طلب نبودنش برایم محرز بود، از حقوقش حمایت کنم و اگر جدایی طلبی اش مسجل بود، در بابش سخن نگویم و سکوت پیشه سازم مگر به ضرورتی که احساس کنم سکوتم را در برابر وجدان تاریخ نتوانم توجیه گر باشم! در این مورد مشخص نیز نه آنان جدایی طلب هستند و نه از چنان ضرورتهای تاریخی خبری هست که خدای ناکرده به گاه زندانی بودنشان، با اتهام جدایی طلبی سازوبرگ تاختن بدیشان آرایم!
6: تایید کامنت قبلی مربوط به فردی ناشناس به نام محمدی، که در آن از پاره ای از بانوان محترم سالهای دور دانشکده حقوق دانشگاه تهران نام برده شده است، با توجه به اینکه تمامی ایشان اکنون در مقام همسری دلسوز برای شوهرانشان قرار دارند و نشر چنین اکاذیبی در فضای مجازی ممکن است تبعاتی را در زندگی شخصی ایشان به بار آورد، اصلا "غیرت آذربایجانی" جنابعالی را نمی شاید!
7: برای انجام "گفتگویی وبلاگی" با شما در مورد مباحث مربوط به آذربایجان، به شرط اینکه اولا بدانم طرف گفتگویم کیست و در پشت نام مستعارش چه کس یا کدامین نهاد و جریانی نهفته است و سوابق قابل ارجاء سیاسی-نظری اش کجاست؟ و دوم به شرط رعایت نزاکت سیاسی و ادب کلامی آمادگی دارم. پاینده ایران آزاد: پیمان عارف -18 مهر 87
