وقتی تحکیم به اصل خود بازمیگردد.....
اینها جملاتی بود که روز شنبه در تالار گفتگو - جایی که شورای مرکزی تحکیم وحدت حوزه و دانشگاه، تعدادی از دانشجویان دانشگاه آزاد و فارغ التحصیلان برخی از انجمنها و....را جمع کرده بود تا به نام "شورای عمومی تحکیم" و "دبیران سیاسی انجمنها" ،جایشان زده، مجوز بازگشت به عصر "کارگزاری قدرت و احزاب" را به نام ایشان برای خود صادر نماید - پشت تریبون بر زبان "عضو غیر قانونی شورای مرکزی تحکیم" جاری شد تا پایان یک عصر از تاریخ نه چندان پرافتخار این تشکل دولتی دانشجویان ایرانی را به صریحترین صورت حکایت کرده باشد! عصری از تاریخ تحکیم که اتفاقا تنها نقطه قابل دفاع و "معتبر" آن محسوب گردیده، برای مدتی کوتاه و البته به مثابه استثنائی بر یک "قاعده ساختاری" این تشکل را به نهادی "برون حکومتی" و مدنی تبدیل ساخته، فاصله اش را با بدنه دانشجویی کمتر کرده، به سخنگوی جنبش دانشجویی ایران مبدل اش میسازد!
آری، شنبه جملات "عضو غیر قانونی تحکیم" پایان عصری را رقم زد که دوران طلایی ۸۰ تا ۸۴ به نام آن ممهور گردیده است. سالهایی که با شکل گیری طیف علامه و مواضع دبیر تشکیلات جدید (عبدالله مومنی) مبنی بر استراتژی "دوری از قدرت" آغاز میشود و با خروج از دایره احزاب دوم خرداد و تغییر کارویژه انتخاباتی تحکیم تداوم مییابد و نهایتا به خروج از عرصه دولت و قدرت و "دیدبانی جامعه مدنی" میانجامد و فراخوان ملی رفراندوم را سامان میدهد و....
سالهایی که تحکیم (باز تاکید میکنم چونان استثنائی بر یک قاعده و به صفت اراده های فردی رهبران و بویژه دبیر تشکیلاتش) به نهادی غیر اسلامگرا،غیر حکومتی،مدنی و عرفی گرا بدل گردیده، بستری را برای بخشوده شدن تمام گذشته سیاه دهه های ۶۰ و ۷۰ اش فراهم میآورد.
تا نه بدین سان صندلیهای نشستهایش خالی و تهی بنماید! روزگاری را در سالهای نه چندان دور "عصر طلایی" به یاد دارم که جمعیت نشستهای هر یک از فراکسیونهای تحکیم به اندازه ۱۰ برابر نشستی که تصاویرش را در خبرنامه امیرکبیر میتوانید ببینید ،بود و.....
و در تمام آن سالهای درخشان "دوری از قدرت"، گرچه زمانه زمانه اصلاحات بود و سکه دموکراسی خواهی رونقی داشت، اما نه سالنی به تحکیم داده میشد نه نشستی بی دغدغه در کار بود و نه هزینه های نشست از جیب مبارکی پرداخت میگردید. دوری از قدرت، گرچه دوری از ثروت و رانت نیز بود اما "نزدیکی به منزلت" مینمود و بس! آری، افشاری زندان رفته و مومنی دبیر تشکیلات از نهاد دانشجویان پیرو خط امام که دانشجویان "تحکیم وحشت"اش میخواندند، نهادی ساختند که دیوارهای بی اعتمادی دانشجویان در حق اش روز به روز فرو کاهید و فرو ریخت. در آن هنگام بود که بدنه به تحکیم اقبال نشان داد و فوج فوج به کسوت "انجمنی" درآمد. آخر میدانست نه سوء استفاده ای در کار است،نه زد و بندی و نه ستادهای انتخاباتی و فشار از پایینی برای چانه زنیهای از بالای اربابان قدرت و ثروت.
آری هیچ نداشتیم جز نان خشکی و استقلال در تصمیمگیری و منزلتی که همه چیزمان بود. نوبت که به کناره گیری بزرگان رسید، کوتاه قامتان رسیدند تا سر ارادت اینبار بر آستان مبارک هاشمی بسایند و کارگزار کارگزاران گردند.
کوتاه قامتان ۲ سال تمام (۸۴ تا ۸۶) از اعتبار آن ۴ سال بهره بردند و کفکیر به ته دیگ رساندند تا نهایتا در حالی که دیگر هیچ از آن اعتبار "برون حکومتی" نمانده بود، دگربار به یاد عهد شباب به دامان قدرت بازگردند!
زمانه،زمانه بازگشت است. بازگشت اصلاح طلبان به موضع خط امام و "بازگشت" کارگزاران و هاشمی به مجلس! پس چرا تحکیم وحدت به چنین بازگشتی دست نیازد؟ بازگشتی کاریکاتوریزه به اصل خویش. اصلی که برای سالیان طولانی به نام "دانشجویان خط امام"، چونان دست افزار لایه های مختلف حاکمیت در آکادمی ایرانی، شناخته شده است. تحکیم به اصل خود بازمیگردد!
