تبليغاتX
تجدد نامه

تجدد نامه

دستنوشته های پیمان عارف

دانشجویان شیرازی دوباره آزاد شدند! (خبر دریافتی)

7 دانشجوی دانشگاه شیراز به نامهای عباس رحمتی، کاظم رضایی، عبدالله داوودیان، لقمان قدیری، هادی عسگری، محسن گوهرینیا و اسماعیل جلیلوند که روز دوشنبه و پس از مراجعه دادسرای عمومی و انقلاب بازداشت شده بودند، با قرار کفالت آزاد شدند. این دانشجویان روز پنجشنبه نیز با قرار کفالت آزاد شده بودند و این اقدام دادسرا حرکتی تاریخی برای تمامی حقوقدانان مستقل قلمداد شده است!

قابل ذکر است که دقیقا از زمان بازداشت این دانشجویان دوستان آنها در مقابل دادسرا عمومی و انقلاب و کلانتری جام جم تجمع کرده بودند. اتهام دانشجویان بازداشتی اخلال در نظم عمومی دانشگاه عنوان شده است. قابل ذکر است این دانشجویان به دنبال تجمعات سه هفتهای دانشگاه شیراز بازداشت شدند. این تجمعات به طور موقت و جهت مذاکره با نمایندهی تامالاختیار وزرات علوم به حالت تعلیق درآمده است ولی دانشجویان اعلام کردهاند از آنجا که قولهای مسئولین وزارتخانه در مورد مصونیت دانشجویان محقق نشده است، در اولین فرصت تجمعات به صورت نامحدود و تا برکناری ریاست دانشگاه شیراز و گرفتن مصونیت جهت فعالیتهای سیاسی، اجتماعی و فرهنگی برای تمامی دانشجویان حاضر در تجمع ادامه خواهد یافت.

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و یکم اسفند 1386ساعت 4:17 بعد از ظهر  توسط پیمان عارف  | 

بیانیه جمعی از ملیون ایران در مورد نمایش انتخابات

نمايش انتخابات

بيستم اسفند  1386

   

              از انتخابات در کشورهای آزاد جهان بعنوان اهرمی بنيادين در نيل به حاکميت ملت نام برده می شود ، بديگر سخن اعتبار هر همه پرسی به ميزان مشارکت و نقش آزادانه ی مردم در آن سنجيده می شود ، از نگاه ديگر اعتبار بين المللی هر نظام نيز به ميزان تحقق حاکميت ملت و نقش مردم در اداره جامعه ارزيابی ميشود .

درست از اين زواياست که از انتخابات يا همه پرسی در نظامهای پارلمانی بعنوان مهمترين اهرم

 اداره ی ملت بدور از کردارهای خشن و خشونت آميز ياد می شود .

بنيادی ترين ويژگی سامان های مردمسالار را داشتن مجلسی ملی و نمايندگانی آگاه ، کارآمد تشکيل می دهد . برپايی چنين مجلس پر توان ، کثرت گرا می تواندخواسته های ملت و حقوق ملی را در تمامی ميدان های ملی و بين المللی نمايندگی و تضمين کند ، چنين پارلمانی اساسی ترين شرط های حاکميت دموکراسی است .

در کشورهای غير دموکراسی يا مدعی دموکراسی چون باور به مشارکت واقعی مردم نهادينه نشده و مردم تنها بصورت کميتی عددی برای تأييد صوری عملکردها و چهره مردمی دادن به رفتارها به ميدان آورده ميشوند ناچار از زور به عنوان ابزار اداره جامعه استفاده می شود ، در پاره ای از اين کشورها با تمهيداتی در مسير گزينش مستقيم مردم سد ايجاد کرده و به آن ظاهر قانونی هم داده می شود و انتخابات را از فلسفه وجودی آن کاملاً تهی و کشور را به کژ راهه می برند ، اين رفتارها باعث می شود ، انتخاب کنندگان از انتخاب فرد دلخواهشان محروم شده و مردم مجاز نباشند آزادانه نامزدهای خود را برگزينند ، بلکه از ميان چند نفر که حاکميت پس از عبور از

 صافی هايی نظير شورای نگهبان (نهاد نظارتی ) با آنها موافقت کرده است و مجبور به انتخابند.

 

هستند بسيار که شايستگی و لياقت مديريت جامعه را دارا می باشند ،ولی نهادی که مسئول نظارت بر جريان انتخابات است ، مانع اين امر می شود آنهم با دلايلی که تنها برای خود و در ساختار خود ساخته و تفسير کرده قابل دفاع است ،نه ساختار دموکراسی های جهان ،در کشور ما شهروندان را دو درجه کرده اند "خودی و غير خودی " و برای غير خودی هيچ حقی قائل نيستند اين اعمال مخاطره آميز بوده و به يگانگی ملی صدمه زده و ميزند . نتيجه آن اينست که روز به روز دامنه انتخاب شوندگان کم و کمتر شده به تبع آن از تعداد انتخاب کنندگان نيز کاسته  می شود ، بطوريکه در تهران 12 ميليونی در انتخابات شورای شهر تنها در صد کمی از حائزين شرايط در انتخابات شرکت جستند .اساسا منتخبين چنين روندی چگونه ميتوانند با چنين پشتوانه ای در راستای منافع جمع حرکت کند و مدافع منافع جمع باشد ، جز اينکه در بهترين شرايط از منافع انتخاب کنندگان خود حمايت خواهند کرد ، حاکميت چون با بی تفاوتی يا مخالفت های مردم روبرو  می شود ، ناچار از کاربرد ابزار زور است و اينگونه است که زور بعنوان راه حل نهايی مطرح خواهد شد . ادامه اين روش واکنش های بی شماری را بدنبال خواهد داشت که نتيجه آن بی تفاوتی بيشتر و سپس بريدن مردم از دستگاه حاکمه است و .....

 در جامعه هايی که به رغم ادعای دموکراسی کار بدستانش توجهی به خواست و نياز ملت ندارند ، پديده ی اپوزيسيون نيز به رسميت شناخته نمی شود و در نتيجه در چنين تفکری اساسا اجازه مشارکت در پست های تصميم گيری را تنها حق افراد و گروههای خودی می دانند و هيچگونه حقی در اين زمينه ها برای غير خودی ها قائل نيستند ، جز نمايش رأی دادن . با اين ترتيب تمام قدرت در دستان شماری اندک بصورت گردشی خواهد چرخيد و جامعه در راستای دو قطبی شدن سرعت خواهد گرفت و ، عدالت اجتماعی ،امنيت ملی ،ثبات سياسی توازن معقول اقتصادی ، رفع تبعيض های قومی و جنسيتی و آزاديهای فردی و همگانی به زير پرسش مي روند .

 

آنگاه حکومتی که به هر وسيله و هر دليلی خود را از ملت و خواسته هايش جدا کرد ، برای حفظ خويش ناگزير به بحران سازی و دشمن افزايی روی می آورد . امروز ميهن ما با شرايطی روبروست که حاکی از نابسامانی و ناکارآمدی و نا هماهنگی در بخش های گوناگون و سياستگزاری ها در اداره امور داخلی و خارجی است .

به باور ما راه برون رفت از معضلات پيش روی ، باور راستين و تکيه بر نيروی لايزال ملت است تا سرزمين مان ، ملت شريفمان و آينده جوانانمان در جهانی که گرداگردمان متجاوزان در کمينند ، به منبع الهام تمامی رهبران بزرگ که ملتهايشان بودند روی آورند ، نه با رفتارهای خشن و ممنوعيت ها ، نه با ايجاد سد و مانع کردن ها ، نه با خشونت ، اين دور بايد پايان يابد .

 

برای الهام گرفتن از ملت بايد زمينه های گزينش راستين نمايندگانش را در انتخابی سالم فراهم آورد.آزادی گفتار و نوشتار برای همه تضمين شود ، زندان سياسی و عقيدتی نداشته باشيم ، هموطنان کوچ کرده به هر دليل به ديار بيگانه اجازه بازگشت يابند ، در غير اينصورت مجلس را نميتوان خانه ملت دانست و ميزان رأی ملت نخواهد بود و در اين صورت حاکميت ملی ،استقلال ،منافع ملی ،رشد و توسعه ، عدالت همگانی و حقوق قوم ها ، زنان و کودکان در جامعه از ديدگاهی خاص و تنگ نظرانه مد نظر قرار خواهد گرفت .

آيا بدون رعايت حقوق شهروندان بنيان های حاکميت ملت سست ،نخواهد شد؟ آيا توجه نمی کنند اتخاذ تصميمات جناحی و رفتار "سکتاريستی " حکومتگران ، اصل جمهوريت را بی رنگ و بی رنگ تر کرده است ؟ آيا تنها با دادن شعار آزادی می توان به ندای شهيدان پاسخ درست داد که خواستی جز سربلندی ميهن و ملت ، استقلال و آزادی و عدالت همگانی نداشتند .بايد متوجه بود که اگر ميزان رأی ملت نشد ، جامعه زمينه ساز رشد خودکامگی وظهور خودکامگان می شود و به دوران ملوک الطوايفی و خان و خانی برگشت خواهد کرد و از حاکميت ملی و استقلال جز نامی نخواهد ماند .

 

امروز پرسش بزرگ اينست آيا تغييری در اين روابط ايجاد شده است که بايد انتظار موفقيت از منتخب مردم و يا از مجلسی که با اين محدوديت ايجاد شده است داشته باشيم ؟ به باور ما تا مردم نتوانند بدور از بند و بست و محدوديتها و اعمال نفوذهای خلاف اراده ملی و بدور از پالايش و تصفيه ،نامزدهای برگزيده ی راستين خود را انتخاب کنند ، نه مجلس و نه دولت دارای اختياری حتی در حد همين قانون اساسی فعلی هم نخواهند بود ...

اکنون که به شيوه های گوناگون مجال ورود به برگزيدگان واقعی ملت داده نشده است ، مجلس را ديگر نمی توان خانه ملت ناميد و شرکت در چنين انتخاباتی نه تنها بی فايده بلکه به مسخره گرفتن ملت ايران است .

 

 

اديب برومند ـ مهندس عباس امير انتظام ـ دکتر سعيد آل آقا ـ مهندس فريدون آقاسی ـ  خانم دکتر لقا اردلان ـ بانو فرشيد افشارـ دکترداودهرميداس باوند ـ مهندس مرتضی بديعی ـ دکتر جهانشاه برومند ـ دکتر بهروز برومند ـ تيرداد بنکدارـ خانم گيتی پورفاضل ـ  سرهنگ بازنشسته نصرالله توکلی ـ بيژن جانفشان ـ  عيسی خان حاتمی ـمهندس اسماعيل حاج قاسمعلی ـ  دکتر علی حاج قاسمعلی-مهندس حميدرضا خادم ـ دکتر پرويز دبيری ـ  جمال درودی ـ آرش رحمانی ـ حسين راضی ـ دکتر علی رشيدی ـ مهندس اشکان رضوی ـ غلامرضا رحيم ـ  مهندس کورش زعيم ـ مهندس محمود زنديان ـ خسرو سيف ـ, دکتر خسرو سعيدی ـ رشيد مظفری سردشتی ـ مهندس حسين شاه اويسی ـ حسن شهيدی ـ حسين شاه حسينی ـ دکترعباسعلی صحافيان ـ  مهندس مجيد ضيايی-پيمان عارف -مهندس حسين عزت زاده ـ محمود گرکين ـ علی اصغر فنی پور ـ دکتر محسن فرشاد ـ سرلشکر بازنشسته ناصر فربدـ  حسن قديانی ـ دکترباقر قديری اصلی ـ هرمز مميزی ـ منوچهر ملک قاسمی ـ دکتر مهدی مويدزاده ـ دکتر حسين موسويان ـ فرزين مخبر ـ دکتر محمد ملکی ـ مهندس محمدرضا مسيبيان ـ مهندس علی اکبر معين فرـ خانم سيمين مخبرـ خانم پريچهر مبشری ـ  دکترعلی اکبر نقی پور ـ ابوالفضل نيمآوری ـ مهندس بهرام نمازی ـ مهندس حبيب یکتا

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و یکم اسفند 1386ساعت 2:59 بعد از ظهر  توسط پیمان عارف  | 

وقتی تحکیم به اصل خود بازمیگردد.....

"ما تمام این نشست را مدیون دوستانمان در حزب کارگزاران سازندگی و به ویژه آقای کرباسچی هستیم. از تالاری که در اختیارمان گذاشته شده تا هزینه های نشست و اقامت دوستان، همه را کارگزاران پرداخته اندو......"

اینها جملاتی بود که روز شنبه در تالار گفتگو - جایی که شورای مرکزی تحکیم وحدت حوزه و دانشگاه، تعدادی از دانشجویان دانشگاه آزاد و فارغ التحصیلان برخی از انجمنها و....را جمع کرده بود تا به نام "شورای عمومی تحکیم" و "دبیران سیاسی انجمنها" ،جایشان زده، مجوز بازگشت به عصر "کارگزاری قدرت و احزاب" را به نام ایشان برای خود صادر نماید - پشت تریبون بر زبان "عضو غیر قانونی شورای مرکزی تحکیم" جاری شد تا پایان یک عصر از تاریخ نه چندان پرافتخار این تشکل دولتی دانشجویان ایرانی را به صریحترین صورت حکایت کرده باشد! عصری از تاریخ تحکیم که اتفاقا تنها نقطه قابل دفاع و "معتبر" آن محسوب گردیده، برای مدتی کوتاه و البته به مثابه استثنائی بر یک "قاعده ساختاری" این تشکل را به نهادی "برون حکومتی" و مدنی تبدیل ساخته، فاصله اش را با بدنه دانشجویی کمتر کرده، به سخنگوی جنبش دانشجویی ایران مبدل اش میسازد! 

آری، شنبه جملات "عضو غیر قانونی تحکیم" پایان عصری را رقم زد که دوران طلایی ۸۰ تا ۸۴ به نام آن ممهور گردیده است. سالهایی که با شکل گیری طیف علامه و مواضع دبیر تشکیلات جدید (عبدالله مومنی) مبنی بر استراتژی "دوری از قدرت" آغاز میشود و با خروج از دایره احزاب دوم خرداد و تغییر کارویژه انتخاباتی تحکیم تداوم مییابد و نهایتا به خروج از عرصه دولت و قدرت و "دیدبانی جامعه مدنی" میانجامد و فراخوان ملی رفراندوم را سامان میدهد و....

سالهایی که تحکیم (باز تاکید میکنم چونان استثنائی بر یک قاعده و به صفت اراده های فردی رهبران و بویژه دبیر تشکیلاتش) به نهادی غیر اسلامگرا،غیر حکومتی،مدنی و عرفی گرا بدل گردیده، بستری را برای بخشوده شدن تمام گذشته سیاه دهه های ۶۰ و ۷۰ اش فراهم میآورد.

tahkim۰۸.JPG

تا  نه بدین سان صندلیهای نشستهایش خالی و تهی بنماید! روزگاری را در سالهای نه چندان دور "عصر طلایی" به یاد دارم که جمعیت نشستهای هر یک از فراکسیونهای تحکیم به اندازه ۱۰ برابر نشستی که تصاویرش را در خبرنامه امیرکبیر میتوانید ببینید ،بود و.....

و در تمام آن سالهای درخشان "دوری از قدرت"، گرچه زمانه زمانه اصلاحات بود و سکه دموکراسی خواهی رونقی داشت، اما نه سالنی به تحکیم داده میشد نه نشستی بی دغدغه در کار بود و نه هزینه های نشست از جیب مبارکی پرداخت میگردید. دوری از قدرت، گرچه دوری از ثروت و رانت نیز بود اما "نزدیکی به منزلت" مینمود و بس! آری، افشاری زندان رفته و مومنی دبیر تشکیلات از نهاد دانشجویان پیرو خط امام که دانشجویان "تحکیم وحشت"اش میخواندند، نهادی ساختند که دیوارهای بی اعتمادی دانشجویان در حق اش روز به روز فرو کاهید و فرو ریخت. در آن هنگام بود که بدنه به تحکیم اقبال نشان داد و فوج فوج به کسوت "انجمنی" درآمد. آخر میدانست نه سوء استفاده ای در کار است،نه زد و بندی و نه ستادهای انتخاباتی و فشار از پایینی برای چانه زنیهای از بالای اربابان قدرت و ثروت.

آری هیچ نداشتیم جز نان خشکی و استقلال در تصمیمگیری و منزلتی که همه چیزمان بود. نوبت که به کناره گیری بزرگان رسید، کوتاه قامتان رسیدند تا سر ارادت اینبار بر آستان مبارک هاشمی بسایند و کارگزار کارگزاران گردند.

کوتاه قامتان ۲ سال تمام (۸۴ تا ۸۶) از اعتبار آن ۴ سال بهره بردند و کفکیر به ته دیگ رساندند تا نهایتا در حالی که دیگر هیچ از آن اعتبار "برون حکومتی" نمانده بود، دگربار به یاد عهد شباب به دامان قدرت بازگردند!

زمانه،زمانه بازگشت است. بازگشت اصلاح طلبان به موضع خط امام و "بازگشت" کارگزاران و هاشمی به مجلس! پس چرا تحکیم وحدت به چنین بازگشتی دست نیازد؟ بازگشتی کاریکاتوریزه به اصل خویش. اصلی که برای سالیان طولانی به نام "دانشجویان خط امام"، چونان دست افزار لایه های مختلف حاکمیت در آکادمی ایرانی، شناخته شده است. تحکیم به اصل خود بازمیگردد!

+ نوشته شده در  دوشنبه بیستم اسفند 1386ساعت 1:43 بعد از ظهر  توسط پیمان عارف  |