تبليغاتX
تجدد نامه

تجدد نامه

دستنوشته های پیمان عارف

ادای دین به شهریار مشیری

۱: صبح یکی از روزهای مهرماه ۸۵ تلفن همراهم به صدا درمیآید. فردی که پیشتر نیز به چهره میشناختمش، میگوید شماره شما را از آقای امینی زاده گرفته ام و خبرنگار روزنامه صاحب قلم هستم. دکتر شهریار مشیری، نماینده بندر عباس امروز میخواهد طی نشستی مطبوعاتی در مورد شما (دانشجویان سه ستاره) صحبت کند و نتیجه پیگیریهای چند هفته اخیرش را بازگو کند. شما نیز بهتر است به عنوان عضو کمیته منتخب دانشجویان سه ستاره در این نشست حضور یابید. خواستش را میپذیرم و به سه عضو دیگر کمیته منتخب نیز تلفن کرده اطلاع میدهم. مهدی سر کار است و قزوین. اما روزبه کریمی و غریب سجادی خود را می رسانند. ساعتی دیگر هر سه جلوی ساختمان مجلس جدید ایستاده ایم و منتظر اجازه ورود! دوست نازنینمان ، علی کفشکنان نیز به سان تمام آن روزهای پاییزی سال ۸۵ ،پیگیرتر و جدی تر از خود سه ستارگان در جمعمان حاضر میشود و بزرگوارانه "همدلی" خویش نثارمان میسازد. در میانه گپ و گفتی دانشجویی که از هرچه تهی باشد، از سیگار خالی نیست، مردی میانمان ظاهر میشود با ریشی پروفسوری و قامتی آراسته، و البته بر خلاف تمام "آن راه یافتگان دیگر به مجلس هفتم" که در آن دقایق از برابر دیدگانمان عبور کرده اند، "نا کوچک" و "نا کوچک زاده"! علی آقا معرفی اش میکند و میگوید دکتر مشیری نماینده بندر عباس و پیگیرترین نماینده مجلس هفتم برای احقاق حق شما......در همان جمله اولش ،"لهجه غلیظ شیرازی" اش به دلم مینشیند و صمیمیت اش غبار خستگی سفری درون شهری از منتهای شمال غرب تهران تا مرکز آلوده شهر در پرتراکم ترین ساعات ترافیک این "متروپل ملعون" را از تنم می زداید......

در اتاق کار محقرش در طبقه دوم دفاتر نمایندگان جمع میشویم تا تعداد خبرنگاران به حد نصاب رسد! جلسه علنی که تمام میشود، خبرنگار پارلمانی ایلنا و ایسنا هم بالا میآیند تا دکتر مشیری از ستمی سخن گوید که بر دانشجویان سه ستاره (بخوانید سه ستارگان نسل اول) میرود و از تبعات مدیریت نظامی-حوزوی بر دانشگاهها! از تعداد دانشجویان سه ستاره سخن میگوید و دروغگویی وزیر علوم در تکذیب ایشان و نکوهش رفتار حاکمان فعلی ایران در انقلاب فرهنگی دوم و....

از تهدید شدنش توسط نمایندگان وزارت اطلاعات نیز میگوید و اینکه وزارت فخیمه ادعا میکند سه ستارگان (مشخصا تعداد ۲۱ نفر آن زمان و از جمله نگارنده)، "معاندین نظام" هستند و حق تحصیل ندارند و حمایت از ایشان هزینه های زیادی -تا سرحد رد صلاحیت شدن برای دور آتی مجلس- برای حامی در پی خواهد داشت. پس از اتمام نشست، میپرسم خوب دکتر بین تایید صلاحیت شدن و نمایندگی و دفاع از حقوق شهروندی ما شما کدام را انتخاب خواهی کرد؟ میگوید: نمایندگی مجلس برای من تا جایی اهمیت دارد که بتوانم از حقوق مردم دفاع کنم. من شما را نه معاند، که منتقدان دلسوز نظام میدانم و سیاسی بودن دانشگاه و دانشجو نیز خواست رهبری بوده و هست. حتی اگر امنیتیون نیز خوششان نیاید، من تا جایی که بتوانم برای احقاق حقوق شما تلاش خواهم کرد.

در راه بازگشت به روزبه و غریب میگویم: من اصلا در ساختمان مجلس جدید پایم را نگذاشته بودم و پس از مجلس طلایی ششم ،حدیث قانونگذاری مستقل از قدرت فائقه را تمام شده میدانستم ولی امروز این مرد نشان داد که حتی در مجلس هفتم نیز میتوان نشان از آزادگی گرفت.

۲: ۱۴ آذر با توجه به حل نشدن "ممنوعیت تحصیل" مان با وجود تمام وعده و وعیدها که وعده عید فطر و قربان و غدیرمان میدادند و....، در سرمای شدید هوای آن روز جلوی مجلس تجمع کرده ایم تا بگوییم "تحصیل حق مسلم ماست" و اصل ۴۰ قانون اساسی جمهوری اسلامی را به رخ قانونگذاران و قانونگزاران بکشیم. مثل همیشه دیر میرسم تا ببینم حلقه کوچک چند نفری مان در محاصره کامل نیروهای امنیتی و سپاه حفاظت قرار دارد. زهرا جانی پور از سرما میلرزد و از بی توجهی نمایندگان عصبانی است... "نا ستاره دارانی" نیز به یاری مان شتافته اند و در جمعمان حاضر شده. "نا ستاره دار" اصفهانی در همان نگاه اول به دلم مینشیند. کوچک زاده میآید و نهیب میزند "شماها آمریکایی هستید و آمریکایی ها حق درس خواندن در این کشور را ندارند. بروید امریکا". وقتی مهدی و روزبه جوابش را میدهند،فریاد میزند "شما نوکر امریکا هستید"! مظفر میآید رد شود ،ذات علی فر جلویش را میگیرد تا بگوید ما کیستیم و چه میخواهیم. تا میشنود ما دانشجویان سه ستاره هستیم، میگوید ببخشید من باید بروم دستشویی و با سرعت از ما دور میشود. محجوب از در بیرون میآید و احتمالا لحظه ای فکر میکند ما کارگران هوادار خانه کارگر هستیم و شروع میکند به دست تکان دادن. حاج آقا مصباحی مقدم تشریف فرما میشوند و میفرمایند که "من در حال مذاکره برای حل مسئله شما هستم. عجله نکنید فرزندان من!" اعلمی هم حاضر به آمدن به این سوی نرده ها نمیشود و تنها از آن سوی به ترکی خطابم میکند که "اینها را بردار از اینجا ببر. به من نامه بنویسید. من حلش میکنم." میگویم: عزیزم ۳ ماه پیش در حسینیه ارشاد گفتی نامه و مدارک میخواهم. ما نیز بیش از ۱۰۰ صفحه مدارک برایت فرستاده ایم که رسیدش را نیز دوستانمان از دفترت گرفته اند. سی.دی اش هم کرده ایم و برایت داده ایم. دیگر چه بهانه ای داری؟ زیر لب به ترکی "ابراز عصبانیت" میکنم که به ناگاه دیدن چهره متشخص دکتر مشیری که در حال پایین آمدن است روزنه امیدی در میانه یاس آن ساعات و آن روزها در دل همه مان میتراواند!

در بینمان روی زمین مینشیند و صمیمانه و متواضعانه نخست معذرت میخواهد که نمیتواند به داخل ساختمان مجلس دعوتمان کند و مجوز ورود برای همگی مان بگیرد. سپس در همان هوای سرد به گفتگو مینشیند و درد دلهای بچه ها را میشنود و درد دلهای خود باز میگوید و از تهدید مداومش توسط وزارت اطلاعات به دلیل پیگیری پرونده دانشجویان سه ستاره فریاد بر میآورد. از آمدن نماینده وزارت اطلاعات به کمیسیون آموزش میگوید و از سخنرانی شورمند زاکانی (از فرماندهان سابق بسیج دانشجویی دانشگاههای تهران) در حمایت از اخراج دانشجویان منتقد و ضرورت انقلاب فرهنگی دوم و نکوهش پیگیری وضعیت و تلاش برای بازگشت به تحصیل دانشجویان سه ستاره!!!

نهایتا نیز به شیخ قدرت علیخانی متوسل میشود و مجوز ورود برای ۴ نفرمان از هیئت رئیسه میگیرد تا به درون مجلس هفتم رویم و به از ابوترابی نائب رئیس گرفته تا شجاع پوریان و شهبازخانی به اصطلاح اصلاح طلب متوسل شویم و نهایتا نیز عملا با مشتی خالی مجلس را ترک کنیم. و البته تذکری منکراتی نیز به دلیل عدم استفاده زهرا جانی پور از "حجاب برتر" از سوی یکی از آن سیاه پوشان که خود را "نماینده زن" مینامند، دریافت داریم.

۳: در پرونده سه ستارگان تمام تلاشش را میکند و ماهی یکبار "خود" تماس میگیرد و گزارش تلاشهایش را میدهد، اما زورش به بازوان پر زور امنیتیون نمیرسد و از تابستان امسال داستان را رها میسازد تا انتخابات مجلس هشتم که امنیتیون تهدید عملی میسازند و به دلیل "حمایت از دانشجویان معاند"، مجلس از او میستانند تا قلبهای دانشجویان به منزل او بدل ساخته باشند. شهریار مشیری یک قربانی است. قربانی عداوت امنیتیون با دانشگاه در ایران. به همان سان که در مجلس ششم ، حقیقت جو و موسوی قربانی چنین کینه ای شدند. 

+ نوشته شده در  یکشنبه دوازدهم اسفند 1386ساعت 7:22 بعد از ظهر  توسط پیمان عارف  | 

شهریار مشیری: هرگز از دفاعی که از دانشجویان کردم ، پشیمان نیستم.

alamimoshiri.JPG 

خبرنامه امیرکبیر: اعضای انجمن اسلامی دانشجویان دانشگاه امیرکبیر دیدار و گفت و گویی با اکبر اعلمی و شهریار مشیری، دو نماینده ردصلاحیت شده برای دوره هشتم مجلس، در هفته گذشته انجام دادند.

 

در آستانه انتخابات دوره هشتم مجلس شورای اسلامی، انجمن اسلامی دانشجویان دانشگاه صنعتی امیرکبیر سلسه جلسات و نشست هایی را با فعالین سیاسی-اجتماعی برگزار می کند. این نشست ها در راستای استراتژی «دیده بانی جامعه مدنی» به ابتکار واحد سیاسی انجمن اسلامی امیرکبیر برگزار می شود.

 

به گزارش خبرنامه امیرکبیر اولین سری از این نشست ها با یوسف مولایی، رضا دلبری، روزبه ریاضی و عباس عبدی پیش از این برگزار شد و در دومین سری از این دیدارها، اعضای انجمن اسلامی امیرکبیر برای دیدار با اکبر اعلمی و شهریار مشیری هفته گذشته به مجلس شورای اسلامی رفتند.

 

 

اعلمی: اگر شتر مملکت را با بارش هم ببرند، صدای هیچ کس درنمی آید

 

در دیدار با اکبر اعلمی ابتدا یکی از دانشجویان به فضای فعلی کشور اشاره کرد و گفت: موج برخورد با فعالین سیاسی-اجتماعی و برخورد با کسانی که در راستای مطالبات مردم و احقاق حقوق ملت تلاش می کنند به نمایندگان مستقل مجلس، از جمله جنابعالی، هم رسید و حاکمیت با رد صلاحیت شما این پیغام را داد که حتی نظارت نمایندگان مجلس بر حرکات و سیاست های دولت را تحمل نمی کند. ما برای بیان تشکر و قدردانی خود و دیگر دانشجویان به سبب عملکرد شجاعانه ای که شما در این دوره مجلس داشتید و همچنین برای گفت و گو با جنابعالی امروز به اینجا آمده ایم. ما متاسفیم که نمی توانیم شما را به دانشگاه خود دعوت کنیم تا مورد استقبال دانشجویان قرار بگیرید. چرا که کارگزاران همین دولت، دانشگاه را هم غصب کرده اند.

 

سپس اکبر اعملی ضمن تشکر از دانشجویان دانشگاه امیرکبیر، به عملکرد خود در مجلس و در پی آن رد صلاحیتش اشاره کرد و با گلایه از افراد، اصناف و جریاناتی که او از حقوقشان دفاع کرده، گفت: کاری که در راه خدا انجام شود، قطعا به نفع مردم است و کاری که در حمایت از حقوق مردم انجام شود قطعا رضایت خداوند را هم به همراه دارد. من در طول ۸ سال حضور در مجلس وقتم را برای موکلینی قرار دادم که دست آن ها به جایی نمی رسید و نیاز به پشتیبانی داشتند، مانند معلمان، دانشجویان، کارگران و… . اما در شرایط فعلی که معدود افرادی پیدا می شوند که حاضر باشند فارغ از جناح بندی های سیاسی، یکه و تنها، مقابل قدرت عریان بایستند و از حقوق مردم دفاع کنند، قدرشناسی و پشتیبانی مردم می تواند عامل ایجاد انگیزه باشد. در غیر این صورت در دوره های بعد این انگیزه در کسی به وجود نخواهد آمد.

 

به گزارش خبرنامه امیرکبیر اعلمی با اشاره به ردصلاحیت خود توسط وزارت کشور و شورای نگهبان گفت: علت رد صلاحیت من را «عدم التزام به اسلام» اعلام کرده اند. ما که این انقلاب و نظام را خودمان به وجود آوردیم، سپاه را پایه گذاری کردیم، در جبهه های جنگ حضور یافتیم و مجروح شدیم، حالا اعلام می کنند صلاحیت نمایندگی مردم را نداریم. این مسئله من را شخصا ناراحت نمی کند، چرا که بنای بنده از ابتدا خدمت به مردم و فعالیت برای رضای خدا بوده و حالا مجلس هم نباشد جای دیگری می شود به همین کارها مشغول شد. نگرانی من فقط از بابت دیگرانی است که دارند وارد مجلس می شوند، چرا که ما برای آن ها سرمشقی بدی شدیم. در دوره هفتم علیرغم آن که اقلیت ضعیفی شکل گرفته بود باز تلاش هایی برای احقاق حقوق ملت انجام می شد، اما مشخص نیست با وجود این گونه تسویه حساب ها با نمایندگان منتقد، مجلس هشتم چه فعالیتی می خواهد بکند.

 

اکبر اعلمی با اشاره به این که از شورای نگهبان به صورت مکتوب درخواسته کرده که اعلام کند وی چه موقع التزام خودم را به اسلام از دست داده است، افزود: من مطمئنم حمایت من از فرهنگی ها، شرکت در تجمع آن ها، پیگیری مشکلات دانشجویان، باز کردن پای خانواده دانشجویان در بند به کمیسیون امنیت ملی، اعتراض به شرایط حاکم بر بند ۲۰۹ و… عامل رد صلاحیت من بوده است. ما انتظار داشتیم که این تفکر شکل نگیرد که تنها پشتوانه قابل وثوق سرمایه دارها و حاکمیت است. اما متاسفانه این انتظار ما تقریبا با بن بست مواجه شد. من انتظار داشتم فرهنگیان، دانشجویان و دیگر اقشاری که ما به خاطر دفاع از حقوق آن ها ردصلاحیت شدیم، نسبت به این رد صلاحیت واکنشی نشان بدهند، بیانیه ای صادر کنند، طوماری امضا کنند و… . اما متاسفانه این رد صلاحیت ها هیچ واکنشی در پی نداشت.

 

این نماینده مجلس با ابراز نگرانی نسبت به آینده، گفت: متاسفانه تفکری در حال حاکم شدن است که اگر در آینده کسی شتر مملکت را با بارش ببرد، صدای کسی درنمی آید. افرادی چون ما، خواسته یا ناخواسته، جزء ظرفیت های نظام بودیم. نگاه خیلی ها را که برای حل مشکلاتشان به خارج مرزها دوخته شده بود، به داخل نظام آوردیم و در آن ها امید ایجاد کردیم. اما آقایان انتقادهای ما را برنتافتند و این ظرفیتی که به واسطه ما ایجاد شده بود به دست خودشان نابود کردند. کسانی که به مجلس آمدند و برای خوش آمد آقایان سکوت کردند یا بله قربان گو شدند، به رای مردم خیانت کردند.

 

اعلمی با انتقاد از کسانی که به دنبال تایید صلاحیت گرفتن تن به هر خفت و خواری می دهند، خاطرنشان کرد: نماینده ای که به دنبال حمایت می رود، نمی تواند وظیفه نمایندگی را به درستی ایفا کند. من برای خودم شانی قایلم و شان من به من اجازه نمی دهد که دنبال گرفتن صلاحیت بدوم. که اگر به این صورت هم بتوانم تایید صلاحیت بگیرم، وقتی با التماس صلاحیت من را تایید کرده اند، دیگر حضور من در مجلس تاثیری ندارد و دردی را دوا نمی کند. من وقتی نتوانم انتقاد کنم، اعتراض کنم و وظایف نظارتی خود را انجام دهم، حضور یا عدم حضورم در مجلس چه فرقی می کند؟!

 

به گزارش خبرنامه امیرکبیر در ادامه این دیدار، حسین ترکاشوند، عضو واحد سیاسی انجمن اسلامی امیرکبیر، به فضای حاکم بر کشور اشاره کرد و با توجه به سخنان اعلمی از وی پرسید: به نظر شما در شرایط فعلی فعالین سیاسی، اجتماعی و مدنی چه راهی را باید در پیش بگیرند و چه باید بکنند؟

 

اعلمی در پاسخ گفت: انسان به امید زنده است، نباید ناامید شد و باید به فعالیت ادامه داد. آن ها دانشگاه و دانشجو را سرکوب می کنند و راه های انتقاد را می بندند، همین باعث رشد فساد در درون حاکمیت می شود و این مسئله برای نظام ضرر دارد. اصولا قدرتی که به سمت فربه شدن برود، فساد می آورد. شما باید در دانشگاه مقاومت کنید و با این توپ و تشرها عقب نشینی نکنید، من هم تا روز آخری که در مجلس هستم از تمام ظرفیتم برای دفاع از حقوق مردم و نظارت بر دولت استفاده خواهم کرد. توصیه من به شما هم این است که به ظرفیت های قانونی توجه کنید. ما در قانون اساسی و قوانین موضوعه مان ظرفیت های زیادی داریم که قابل استفاده کردن است. در مسیر قانون باشید تا گزک به دست کسی ندهید. توصیه دومم به شما این است که گول نام ها و عنواینی مثل اصلاح طلبی و اصولگرایی را نخورید و برده فکری دیگران نشوید. ارتباطتان را با نیروهای سالم حفظ کنید، ولی مرید دیگران نشوید. همین فراکسیون اقلیت، تا ما انتقادی می کردیم برای مصادره به مطلوب کردن، صحبت های من را، به عنوان عضو فراکسیون اقلیت، در بوق و کرنا می کردند، اما الان که رد صلاحیت شدیم یک بیانیه در حمایت از ما صادر نکردند. عناوین مهم نیستند، ما باید با معیار حق جلو برویم.

 

اعلمی در ادامه افزود: توصیه سومم به شما این است جمعتان را، هر چند کوچک، حفظ کنید و آن را گسترش دهید. تشکل خود را حفظ کنید. چرا که آسیب پذیری اجتماع کمتر از آسیب پذیری فرد است. توصیه دیگرم به شما این است که درس بخوانید تا ظرفیت هایتان را بالا ببرید.

 

عباس حکیم زاده، عضو شورای عمومی انجمن اسلامی امیرکبیر، با اشاره به سخنان اکبر اعلمی گفت: جامعه در حال حاضر دچار سرکوب شدیدی شده است. اقتدارگراها می خواهند تشکل ها و نهادهای مدنی را تضعیف کنند تا جامعه به طور کامل اتمیزه شود. علت این که رد صلاحیت نمایندگانی چون شما بازتابی در میان اقشار مختلف نداشت، بیشتر به سرکوب همه جانبه جامعه باز می گردد و نه به قدرناشناسی این اقشار.

 

این دانشجو با اشاره به نشست های انجمن اسلامی امیرکبیر با فعالین سیاسی-اجتماعی گفت: نگاه ما در این نشست ها نگاهی انتقادی و اخلاقی است. ما همان طور که اخلاقا احساس وظیفه می کنیم که از افرادی چون شما تشکر و قدردانی کنیم، این وظیفه اخلاقی را هم در خود احساس می کنیم که در مقابل کسانی که به قول شما برای گرفتن صلاحیت تن به هر خواری و ذلتی می دهند انتقاد و اعتراض کنیم. ما انتقادمان به نیروهای سیاسی این است که به جای التماس به اقتدارگراها باید به جامعه روی بیاوند، همان کاری که شما انجام دادید و هزینه اش را دارید می پردازید.

 

یکی دیگر از دانشجویان با اشاره به توصیه های اعلمی در خصوص استفاده حداکثری از ظرفیت های قانونی گفت: ما همواره سعی کردیم پایبندی خود را به قانون حفظ کنیم. اما وقتی طرف مقابل به قانون پایبند نیست، چه باید کرد؟ وقتی ما از حقوق قانونی خود، یعنی انتشار نشریه دانشجویی، استفاده می کنیم و طرف در مقابل می آید و نشریات ما را جعل می کند و با تمام نیرو و قدرت، علیرغم فقدان هر گونه مدرک مستدل، اصرار بر گناهکاری دانشجویان دارد، با چه بند و تبصره قانونی می توان جلوی او را گرفت؟!

 

اعلمی در ادامه از وضعیت سه دانشجوی در بند دانشگاه امیرکبیر سوال کرد و در پاسخ گفت: اشکالی ندارد، ابزار ما قانون است، حتی اگر طرف مقابل اعتنایی به قانون نمی کند ما باید بر اجرای قانون پافشاری کنیم. من واقعا متاسفم که سه دانشجوی امیرکبیر این وضعیت را پیدا کردند. من تمام تلاش خود را در این خصوص از تابستان تا الان انجام دادم. حضور نیافتن من در دانشگاه شما برای انجام سخنرانی در اعتراض به بازداشت این سه دانشجو، رئیس دانشگاه تان را خیلی عصبانی کرد. در آینده هم اگر کاری از دستم برآید حتما انجام خواهم داد. ولی شما هم در نشریاتتان جانب احتیاط را رعایت کنید، منصفانه انتقاد کنید. اگر ۴ تا عیب مدیریت را می گویید، اگر حسنی دارد و کار خوبی کرده آن را هم بنویسید. بگذارید حساسیت ها بر روی شما بیخود و بی جهت بالا نرود.

 

 

مشیری: علت رد صلاحیتم را «دفاع از دانشجویان معاند نظام» اعلام کرده اند

 

در حالی که قرار بود اعضای انجمن اسلامی پس از دیدار با اعلمی، شهریار مشیری، دیگر نماینده رد صلاحیت شده مجلس، را هم ملاقات کنند، اما مشیری به خاطر پیشامدی مجلس را ترک کرده بود. دانشجویان در تماس تلفنی و گفت و گوی حضوری کوتاهی که با مشیری داشتند، ضمن تشکر از عملکرد وی در کمیسیون آموزش و تحقیقات مجلس و فعالیت های او در جهت احقاق حقوق دانشجویان، خصوصا دانشجویان ستاره دار، از رد صلاحیت وی ابراز تاسف کردند.

 

به گزارش خبرنامه امیرکبیر مشیری نیز ضمن تشکر از دانشجویان گفت: هرگز از دفاعی که از دانشجویان کردم پشیمان نیستم و اگر بار دیگر می توانستم در مجلس حضور بیابم همین خط مشی را در پیش می گرفتم. در نامه ای که رد صلاحیت من به من اعلام شده، در کمال تعجب علت رد صلاحیتم را «دفاع از دانشجویان معاند نظام» اعلام کرده اند. در حالی که دانشجویانی که من از آن ها دفاع کرده ام، هیچ کدام معاند نظام نبودند و همه آن ها مثل فرزندان خود ما بودند. در ثانی، این عنوان اصولا در موارد صلاحیت نمایندگی نیامده و من تعجب می کنم که چه طور این عنوان را برای رد صلاحیت من انتخاب کرده اند.

 

مشیری در ادامه با اشاره به افشاگری هایش در خصوص تخلفات سازمان سنجش و شکایت دولت از او در همین خصوص گفت: خوشبختانه قاضی رسیدگی کننده به پرونده انسان باتقوا و قانونمداری بود و علیرغم آن که نماینده وزارت اطلاعات اصرار داشت که بنده را محکوم کند، اما قاضی اعلام کرد بنده وظایف نمایندگی ام را انجام داده ام و حکم تبرئه من را صادر کرد.

 

مشیری در ادامه با انتقاد از هیئت رئیسه مجلس گفت: آن ها کاملا من را بایکوت کرده اند. الان در حدود دو سال است که به من وقت برای نطق پیش از دستور نداده اند. اما چاره چیست؟! من همچنان از هر ابزاری که دستم باشد از حقوق دانشجویان و دیگر اقشار جامعه دفاع می کنم.

+ نوشته شده در  یکشنبه دوازدهم اسفند 1386ساعت 6:49 بعد از ظهر  توسط پیمان عارف  | 

گزارش اعتراضات دانشجویی دانشگاه شیراز

جلسه شورای تامین استان در اقدامی بی نظیر در دانشگاه شیراز برگزار شد

دانشجویان معترض به فرماندار شیراز اجازه صحبت کردن ندادند:

در ادامه اعتراضات دانشجویی در شیراز دانشجویان، امروز سهشنبه دو دسته شدند، عدهای در ساختمان مدیریت ماندند و به تصرف آنجا ادامه دادند و عدهای دیگر به محوطهی پردیس ارم رفتند و با تعطیل کردن کلاسها نظم دانشگاه را مختل و خواهان استعفای فوری صادقی ریاست دانشگاه شدند. اعتصاب غذای سراسری نیز در میدان ورودی دانشگاه برگزار شد و دانشجویان سینیهای غذای خود را دست نخورده بر روی زمین گذاشتند. در ساعت 14 دانشجویان با جمعیتی بالغ بر 1000 نفر به سمت ساختمان مدیریت رفتند و با سر دادن شعارهایی نظیر « ای ملت آزاده، حمایت، حمایت»، « فرمانده پادگان این آخرین پیام است، جنبش دانشجویی آمادهی قیام است»، «صادقی سپاهی، استعفا، استعفا»، «گر تیر و فتنه بارد، جنبش ادامه دارد» خواهان حمایت مردمی که از بیرون نظارهگر بودند، شدند. ماشینهای واقع در خیابان جمهوری نیز با ایجاد ترافیک، با بوقهای ممتد و دست تکان دادن به ابراز احساسات پرداختند. دانشجویان پس این وارد ساختمان مدیریت شدند و هنگامی که خاکرند نماینده صادقی اجازهی صحبت کردن میخواست، به وی این فرصت را ندادند و همه یکصدا با هم استعفای صادقی را خواستار شدند. در این هنگام دانشجویان اقدام به برگزاری تریبون آزاد کردند و صادقی را غل و زنجیری خواندند که باید گسسته شود تا مقدمات رهایی دانشجویان فراهم آید. وقتی نماینده صادقی در جوابِ درخواست استعفای دانشجویان سکوت کرد دانشجویان خشمگین به طبقهی هفتم مدیریت وارد شدند و برای اولین بار شروع به سر دادن شعارِ « مرگ بر صادقی» کردند. همچنین با رژه رفتن و پای کوفتن فریاد میزدند که « ما زن و مرد جنگیم، بجنگ تا بجنگیم». در این هنگام به علت تراکم جمعیت و ایجاد مشکلات تنفسی دانشجویان دوباره به طبقه همکف برگشتند و وقتی فرماندار شیراز در بین دانشجویان حاضر شد، به وی اجازهی صحبت کردند ندادند و گفتند ما تنها خواهان استعفای صادقی هستیم. گفتنی است عصر امروز جلسه شورای تامین استان در اقدامی بی سابقه در ساختمان مدیریت برگزار شد که از محتوای ان جلسه خبری در دست نیست. دانشجویان اعلام کردند که فردا، چهارشنبه از ساعت 9 صبح به تجمع خود ادامه خواهند داد و متن نامهای را خواندند که با تعداد زیادی امضا از وزیر علوم درخواست شده بود تا با کناری صادقی موافقت کند. آنها تا فردا به وزیر علوم مهلت دادند و بیان کردند که تا برکناری صادقی همچنان به تجمع خود ادامه خواهند داد.

 

 

 

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه هشتم اسفند 1386ساعت 6:54 بعد از ظهر  توسط پیمان عارف  | 

اجرای حکم پیمان عارف به پس از تعطیلات نوروز موکول شد

 
 

پیمان عارف مسئول سازمان دانشجویان جبهه ملی ایران که از سوی شعبه 6 اجرای احکام دادگاه انقلاب جهت اجرای حکم یک سال و نیم زندان احضار شده بود، تا پس از تعطیلات نوروز مهلت یافت تا نسبت به ارائه ی" عذر موجه" برای تأخیر در ارائه ی لایحه ی تجدید نظر خواهی خود، اقدام نماید.

وی در این باره گفت:" روز شنبه به اتفاق وکیلم دکتر نعمت احمدی در شعبه 6 اجرای احکام حاضر شده و استدلال کردم که اساسا رأی یک سال و نیم زندان، رأی بدوی و غیرقطعی است. قاضی نیز با استناد به اینکه رئیس کل دادگستری استان تهران،" حجت الاسلام آوایی" با بازگرداندن 5 پرونده ی مربوط به عارف ، علی افشاری ، دکتر محمدی گرگانی، سعید رضوی فقیه و آرش پهلوان نصیر به این شعبه، دستور اجرا این آراء را صادر نموده و احکام را قطعی تلقی کرده اند، دستور بازداشت و انتقال بنده را به زندان اوین صادر نمود.

این در حالی بود که با وجود عدم ابلاغ رأی بدوی شعبه 26 دادگاه انقلاب به وکلایم، من به عنوان " اصیل" به هنگام ابلاغ و رؤیت رأی نسبت به آن اعتراض نموده بودم. هر چند طبق تاریخ مورد ادعای شعبه اجرا، تسلیم لایحه ی مورد نظر پس از مهلت 20 روزه بوده است.

نهایتا قاضی اجرای احکام پس از تماس و مشورت با مقامات بالاتر قوه قضائیه ، حاضر به پذیرش بدوی و غیرقطعی بودن رأی ، شده و اعلام کرد که تا پس از تعطیلات نوروز مهلت دارم که نسبت به ارائه ی مدرکی مبنی بر بیماری و یا هر عذر موجه دیگر به جهت تأخیر در ارائه ی لایحه اقدام نمایم. در این صورت رأی را بدوی تلقی نموده و جهت تجدید نظر به شعبه تجدید نظر مسترد خواهد کرد و در غیر اینصورت رأی را قطعی دانسته و نسبت به اجرای آن اقدام می کند.

عارف در پایان از زحمات دکتر نعمت احمدی تشکر نمود.

کمیته دانشجویی گزارشگران حقوق بشر

+ نوشته شده در  چهارشنبه هشتم اسفند 1386ساعت 6:49 بعد از ظهر  توسط پیمان عارف  | 

در دفاع از سعید عزیز....

دقایقی پیش وبلاگ "رفقای سجک" ، وابسته به گروهک تروریستی حکمتیست و ایادی درون مرز آن را میدیدم. دیدم اینباراین شیادترین و هوچی گراترین و در عین حال "بی سوادترین" لایه جامعه سیاسی ایران ، مسلسل دشنام سرخ خویش را به بهانه نوشتار "کاسترو، از سوسیالیسم تا پادشاهی" به سوی سعید قاسمی نژاد نشان رفته اند! و چنان از کوبا -این فاحشه خانه ارزان کاراییب برای سفید پوستان کانادایی و امریکایی-سخن گفته اند که اگر کسی نداند فکر میکند ایشان در حال افاضه در باب فی المثل سوئد و نروژ هستند!!!

به هر روی خواستم پاسخی در دفاع از سعید قاسمی نژاد عزیز (با تمام اختلاف نظر و تفاوت فهمی که از لیبرالیسم با وی دارم) بنویسم، یاد آن جمله رامین جهانبگلوی گرامی در واپسین کتابش -ذهن زمستانی- افتادم که میگفت : ابتذال همیشه از اعتدال پرسروصداتر است.....

آری ، در عصر زمستان، آنگاه که سرمای هیاهوی ابتذال واژگان را چون از دهان بیرون میآیند، یخ میبنداند ، دیگر جایی برای "کلمه" باقی نیست.

با ابتذال نمیتوان "گفتگو" کرد. چه،گفتگو مبنایی اخلاقی و روادارانه دارد و با "مدارا ستیزان" نمیتوان مدارا نمود. به قول لاک مرز مدارا، مدارا است. با "ابتذال خشونت گرا" تنها به زبان خشونت میتوان سخن گفت و لاغیر! هرچند "خشونت لیبرال" نهایتا نیز خشونتی است عادلانه، حقوقی و بازدارنده.

بگذریم. فعلا در میانه جولان "خرد حکمتیستی" -خرد دروغ و غوغا و افتراء و هیاهو- همدلی ام با سعید گرامی را داشته باشید تا بعد که اگر فرصتی و دل و دماغی در این روزهای "واقعا دشوار" در زندگی ام، داشتم حتما در مورد "فیدل شرمگین" خواهم نوشت.

فراموش نکنید. ابتذال هماره از اعتدال پرسروصداتراست!

+ نوشته شده در  چهارشنبه هشتم اسفند 1386ساعت 6:34 بعد از ظهر  توسط پیمان عارف  |