درگذشت یک دوست و همکار خوب
برای همسر گرانقدرش، سارا معصومی گرامی نیز طلب صبوری و پایداری در این مصیبت جانکاه را دارم و در غم و سوگش شریکم.
دستنوشته های پیمان عارف
برای همسر گرانقدرش، سارا معصومی گرامی نیز طلب صبوری و پایداری در این مصیبت جانکاه را دارم و در غم و سوگش شریکم.
1ـ سالهای دهه 80 ، سالهای شکل گيری گفتار ليبرال ـ چونان انقطاعی راديکال از اگاهی اصلاح طلب مذهبی ـ در دانشگاهها بود . اگر در دهه 70 اصلاح طلبان مذهبی به زعامت عبدالکريم سروش ، از سنتز اسلام ـ سوسياليسم به مثابه برجسته ترين ميراث نسل اول اصلاح طلبان مذهبی ايران دست شستند تا آموزه ها و واژگان سخن ليبرال را به ميهمانی آگاهی مذهبی برند ، در دهه 80 جوانترين لايه اين ميهمانان ـ کنشگران سياسی و نظرورزان جوانی که دانشگاهها را خانه خويش ساخته بودند ـ در کنار "جوانانی از نسل پيشين " چون محسن سازگارا در عرصه عمل و دکتر رامين جهانبگلو و دکتر حاتم قادری و ... در جهان نظر ، به پذيرش تمام عيار و صميمانه تری از آن چيزی رسيدند که در بدو امر تنها قرار بود ، در "جامه ميهمانان و کسوت خادمان " ، به رفرم و آراستن منظومه معنايی "تشيع فقاهتی " و تحقق سياسی ـ بيرونی اش ، کمر زرين بندد و حلقه بر گوش آويزد !
بدين سان دانشجويان به عنوان راديکال ترين لايه نيروی سياسی ـ اجتماعی دموکراسی خواه ايران ، سه شکاف اجتماعی ـ معرفتی را بر هم منطبق ساختند و شکاف طبقاتی ، با عامليت طبقه متوسط فرهنگی ـ صنعتی را که " کنش دموکراسی خواهانه " حول آن شکل می گرفت را بستری برای تحقق هم شکاف نسلی "راديکال ـ محافظه کار " و هم شکاف معنايی "ليبرال ـ اسلامگرا " قرار دادند .
لذا نخسين بارقه های " نيروی سياسی ليبرال " ( با خوانش عميقاً راديکال از ليبراليسم قاره ای) از نخستين سالهای اين دهه در ميان دانشجويان سياسی ،به ويژه در دانشگاههای تأثيرگذار پايتخت ، نمودار می گردد . نمودی که اساساً بر بنياد حضور سياسی "برون انجمنی " بنا گشته است و از سوی اکثريت انجمنهای اسلامی ـ که خود شرايط سيال و در حال گذار را تجربه می نماِِیند و انشقاقی بزرگ به نام طيف علامه ـ شيراز را پشت سر يا پيش روی دارند ـ برتابيده نمی شود !
مهمترين فعليت سياسی ليبرالهای دانشگاهی در بدو پيدايش در اين دهه ، به گمان نگارنده ، انتشار روزنامه سراسری دانشجويی "گلستان ايران " به کمک و ياری دکتر محسن سازگارا می باشد . از پی آن و به ويژه با انتشار مانيفست جمهوری خواهی اکبر گنجی در تابستان 81 که در آن وی فی الواقع اين انقطلاع راديکال ليبراليستی را با مدعاها و ادبياتی مذهبی توضيح می دهد ، است که به آرامی انجمنهای اسلامی عمدتاً با حفظ ساختار مسلط عميقاً محافظه کارانه خويش ، نه در بدنه ، بلکه به صورت يک اقليت تأثيرگذار در رأس خويش ، پراتيک سياسی راديکال ليبراليستی چون طرح رفراندوم يا تحريم انتخابات به عنوان يک اعتراض ساخت شکنانه مدنی و مسالمت جويانه را در پيش می گيرند . اما چنين پراتيک هايی نيز هيچگاه بنياد هويتی راديکال ـ ليبراليستی نمی يابد تا "پراتيک ليبرال بدون تئوری ليبرال " سامان يابد ! هر چند چنين دوگانگی، بيش از هر چيز ديگر به فقر علايق تئوريک و تنبلی نظری تاريخی انجمنها که به صورت مولفه ای ساختاری در ايشان تثبيت گرديده است ، باز می گردد و نه هيچ چيز ديگر ! تنها کوشش تئوريک ليبرال (در اينجا کوشش ليبرال به معنای آن سنخ از عامليت های نظری ـ عملی به کار می رود که به صورتی راديکال در پی نقادی آگاهی مذهبی ، بويژه از نوع رفرميستی آن با اتکاء به دلالتها و ارجاعات عرفی گرايانه می باشد.) در اين سالها را می بايست در علايقی جستجو کرد که از نيمه دوم سال 82 تا ابتدای سال 84 در برخی از انجمنهای اسلامی به صورت گرايش روشنفکرانه به سوی دکتر حاتم قادری ظهور می کند .
2ـ بنابراين ليبراليسم دانشگاهی دهه 80 عليرغم تمامی تعاملها با انجمنهای اسلامی در چارچوب جنبش دانشجويی، تا سال 85 به زيست سياسی برون انجمنی خويش ادامه می داده است و عمدتاً در چارچوب نشريات دانشجويی ليبرال و نيز پراتيک دانشجويی عمدتاً جنبشی و غير نهادگرا ، خويشتن به سامان مي رسانده است .
لذا به آرامی در اين پنج سال جريانی در دانشگاهها ـ بويژه دانشگاههای پايتخت ـ شکل می گيرد که بر خلاف جريان چپ که متمايل به زيست سياسی انگلی و استفاده ابزاری از انجمنهای اسلامی در راستای اهدافی است که از ناحيه برخی احزاب چپ خارج نشين برايشان تعيين گرديده ، به دليل انتقادات بنيادين و ساختاری به انجمنهای اسلامی ، به طور کلی يا اساساً خود را از انجمنها دور نگه می دارد و يا دچار خروج از انجمن و البته در اکثر مواقع اخراج سياسی ـ ايدلوژيک از انجمنها می گردد . اين امر بويژه خود را در مناسبات ميان ليبرالهای دانشگاهی و انجمن اسلامی بزرگ ترين دانشگاه پايتخت ( دانشگاه تهران) به گونه ای برجسته و پر رنگ نشان می دهد !
آنجا که چپ مزاجی و اسلام گرايی انجمن اسلامی دانشگاه مادر به ستيزی بی امان با ليبرالهای دانشگاهی منتج می گردد و کار پس از آن به اخراج سياسی و آنگاه نخست به حضور سياسی غيرنهادی ليبرالها و سپس پی ريزی "انجمن جمهوريخواه دانشگاه تهران " در توازی با انجمن اسلامی اين دانشگاه می انجامد . هر چند انجمن جمهوريخواه با تأخير زمانی و اشتباه و سهل انگاری مؤسسين اش ، فرصت صلايی دولت خاتمی را از دست می دهد و در کابينه احمدی نژاد و سلطنت شيخ عميد زنجانی بر اين دانشگاه با محدوديتهای بتونی ساختار حقوقی سرکوبگر آکادمي در ايران مواجه می شود و النهايه نيز راه به جايی نمی برد !
3ـ پس تا سال 85، حلقه محدود ليبرالهای دانشگاهی بر بنياد هويت نظری ليبراليسم راديکال با نقد تمام عيار وضع موجود و ساخت نظام سياسی و تداوم آن ساخت در دانشگاهها (انجمنهای اسلامی) و از آن مهمتر نقادی صريح ، بی پروا و عرفی گرايانه اپيستمه رسمی و مسلط سياسی ـ اجتماعی نضج مي گيرد. اواخر اين سالها وضعيت پيچيده ای نيز برای ليبرالهای راديکال پيش می آيد . در حاليکه از سوی بخش عمده و تأثير گذاری از انجمنها رانده می شوند و تازيانه" دشنام سياسی ليبرال" را چونان تمام سه دهه اخير ايران بر گرده های خويش از سوی ايشان پذيرا می گردند ،در همان حال لايه ای ديگر از انجمنها حيثيتی "شبهه ليبرال " می يابند و با طرح مدعاهای روبنایی سياسی ـ و نه نظری ايشان ـ البته به صورتی کاملاً ناقص و متذبذبانه و غير مومنانه ، بنیاد هویتی و مولفه های غیریت سازانه ایشان را نیز دچار بحران مینمایند. بد حادثه نيز آنجاست که انجمنهای شبهه ليبرال ،نه آنجا که ليبرالهای راديکال مستقر هستند ،بلکه عمدتاً در دانشگاههای درجه دوم پايتخت و دانشگاههای کلان شهرها استقرار دارند و امکان تعامل تشکيلاتی و حمايت متقابل و البته تأثير گذاری سياسی ـ نظری نيز لذا عملاً از بين می رود .
بنابراین وضعیتی پیچیده شکل میگیرد که موضع گیری لیبرالهای دانشگاهی را در مقابل اتحادیه انجمنهای اسلامی (دفتر تحکیم وحدت) بسیار دشوار میسازد. بخشی از این اتحادیه با لیبرالها سر ستیز دارد و بخش دیگر صورتی ناقص و ابتدایی از ایشان را حامل است!
تجددنامه با وجود اختلافات نظری، سیاسی ،روشی و منشی جدی و عمیقی که با این دانشجوی سابق دانشگاه امیرکبیر داشته و دارد، خشنودی خود را از آزادی وی ابراز داشته ،مراتب تبریک خویش به مناسبت این آزادی را به تمامی فعالین جنبش دانشجویی ایران ، به ویژه اهالی خانواده امیرکبیر، معروض میدارد! نیز امید ایرانی "بدون زندانی سیاسی و عقیدتی" را در دل میپرورد.
تبصره: ۳۶ روز از بازداشت سعید حبیبی عزیز میگذرد و او زمستانی سخت و روزهایی برفی را در بند ۳۲۵ اوین پشت سر مینهد..... دیشب موقع خواب ، لحظه ای تصویرت از جلوی چشمانم کنار نمیرفت سعید جان!
لازم به ذكر است محمود احمدي نژاد پيشتر در سفر خود به ايالات متحده و در جمع دانشجويان دانشگاه كلمبيا ، دانشگاههاي ايران را آزادترين دانشگاههاي دنيا دانسته بود......
۲: روند احضار دانشجويان دانشكده ادبيات دانشگاه تهران به كميته انضباطي نيز كماكان ادامه دارد. علاوه بر ۲ مورد احضار هفته گذشته ، امروز نيز ۲ فعال دانشجويي ديگر اين دانشكده به نامهاي سيد علي هاشمي (عضو شوراي مركزي و دبير سياسي انجمن دانشكده ادبيات) و كيوان امام وردي (دبير شوراي صنفي و نيز دبير جامعه فرهنگي اين دانشكده) به اتهام شركت در تجمعات ۱۸ و ۲۱ آذر در دانشگاه تهران به كميته انضباطي احضار شدند!
۳: علي علي محمدي، دانشجوي دانشكده حقوق دانشگاه تهران نيز كه بعدازظهر پنجشنبه پس از ممانعت نيروهاي امنيتي از برگزاري مراسم يادبود بينظير بوتو در مسجد وليعصر توسط جبهه ملي ايران، به بازداشت لباس شخصيها درآمده بود ، پس از توقيف "كارت دانشجويي" و اخذ تعهد مبني بر حضور در مقر پليس امنيت در صبح شنبه ، عصر پنجشنبه آزاد ميگردد. ليكن امروز با مراجعه به مقر پليس امنيت در ميدان عشرت آباد ، بازداشت كنندگان از پس دادن كارت دانشجويي وي خودداري ميكنند! لازم به توضيح است نيروهاي پليس امنيت ظاهرا به هنگام بازداشت ، اين فعال دانشجويي دانشگاه تهران را مورد ضرب و شتم و فحاشي نيز قرار داده اند.
۴: احکام کمیته انضباطی دانشگاه بوعلی سینای همدان نیز بدین شرح صادر شد: امین نظری ، سياوش حاتم ،محمد صيادي و حسين جمالوند هركدام به يك ترم محروميت از تحصيل با احتساب سنوات محكوم گرديدند! ۵ تن ديگر از فعالين دانشجويي اين دانشگاه نيز به توبيخ كتبي با درج در پرونده محكوم شدند. تجددنامه مراتب قدرداني خود را نسبت به كوششهاي دموكراسي خواهانه فعالين دانشجويي دانشگاه بوعلي همدان -به ويژه با در نظر گرفتن فضاي يك دانشگاه شهرستاني- ابراز ميكند.
کمیته انضباطی دانشگاه تهران، امروز ، میلاد عزیزی و حافظ رستمی دو تن از دانشجویان دانشکده ادبیات این دانشگاه را به اتهام شرکت در تجمع اعتراضی 21 آذر در اعتراض به بازداشت میلاد عزیزی ، احضار کرده است.
در حالی که تجمع 21 آذر در اعتراض به بازداشت 4 روزه میلاد عزیزی صورت گرفته و اساسا این دانشجو در تجمع یاد شده شرکت نداشته ، مشخص نیست کمیته انضباطی بر اساس چه دلایلی وی را احضار و متهم به شرکت در تجمع نموده است.
همچنین سلمان یزدان پناه، دانشجوی دانشکده حقوق دانشگاه تهران نیز امروز به واسطه شکایت " علیرضا رهایی" رئیس دانشگاه امیرکبیر، به اتهام شرکت در تجمع اعتراضی به دلیل صدور احکام حبس برای سه دانشجوی پلی تکنیک، از سوی کمیته انضباطی دانشگاه تهران، به دو ترم محرومیت از تحصیل محکوم شد. این در حالی است که این فعال دانشجویی، پیش تر نیز به دلیل سازماندهی اعتراضات دانشجویی دانشگاه تهران به حضور محمود احمدی نژاد در این دانشگاه، به یک ترم محرومیت از تحصیل محکوم گردیده بود.
گفتنی است، روند احضار و احکام کمیته های انضباطی در دانشگاه های سراسر کشور در هفته های اخیر به نحو بی سابقه ای افزایش یافته است.