تبليغاتX
تجدد نامه

تجدد نامه

دستنوشته های پیمان عارف

گزارش سایتهای ملی از همایش سه شنبه گذشته در دانشگاه تهران / ایران ورجاوند

گزارش را در "ادامه مطلب" میخوانید ولی به عنوان مقدمه دلم نیامد چند نکته را مطرح نکنم! ۱: برنامه کلا بیش از آنکه رنگ "ملیون" بر آن نقش بسته باشد، متاسفانه شوی تبلیغاتی "حضرات سرور" بود.... هرچند محذورات جبهه ملی را درک میکنم ولی آنچه قابل درک نیست اجازه دادن به پان ایرانیستها برای مصادره شادروان ورجاوند -آن هم در حضور ملیون - است! به نظرم جبهه ملی ایران میبایست صراحتا موضع خود را در قبال "فاشیسم سلطنت طلبانه" روشن سازد..... اگر هنوز جبهه خود را میراثدار "کودتا شوندگان" میداند و تبار سیاسی خویش در مصدق کبیر میجوید به گمان من نمی بایست چنین اجازه دهد که دشمنان دیروز و امروز اندیشه ملی،لیبرال و دموکراسی خواه اینچنین...... ۲: در این مراسم فردی از حضرات سرور را دیدم که با گردنبندی به مراسم آمده بود که نقش "صلیب شکسته" بر میانه آن نقش گرفته بود.......وقتی میگویم پان ایرانیستها تداوم نازیسم آلمانی هستند نگویید چرا...... ۳: بین مواضع برگزار کنندگان پان ایرانیست مراسم و مواضع "سرور شریعتمداری" و "سرور تاج الدینی" و "سرور محمد حسین فرهنگی" قرابت عجیبی یافتم.......فقط یادتان نرود که محمد حسین فرهنگی -مدیر مسئول نشریه میثاق در تبریز و از مقامات عالی رتبه اطلاعات سپاه در این شهر و راه یافته از شهر تبریز به مجلس هفتم- همان قاتل ۲۰ تیر دانشگاه تبریز است که در مقام فرمانده بسیج منطقه دستور شلیک مستقیم به دانشجویان و ورود به دانشگاه تبریز را صادر کرد...... اوج این نزدیکی مواضع را میتوان در قطعنامه پایانی همایش ملاحظه کرد! آنجا که دبیر همایش دقیقا خواسته های ۲ سال اخیر "راست نظامی اسلامگرا" را تکرار نمود ! هرچند اندیشه راست بر هم منطبق است چه از نوع مذهبی اش باشد، چه از نوع "منتهی الیه راست سکولار" بوده باشد.... اما گمانم تا بدین حد هم نبود ۴: همایش با همکاری نزدیک "سید عبدالصالح جعفری" ، دبیر کل سابق "جامعه اسلامی دانشجویان سراسر کشور" که اکنون پس از فراغت از تحصیل به سمت رئیس امور فرهنگی دانشگاه علوم پزشکی تهران منصوب گردیده برگزار شد. جعفری عزیز که اخیرا از زمانیکه حسین شریعتمداری به کسوت "سرور حسین" در آمده، به یکباره گرایش ملی -البته از همان نوع عالیجناب سرور حسین- یافته ، در انتخابات ریاست جمهوری اخیر سمت ریاست ستاد انتخاباتی دکتر ولایتی را بر عهده داشت......! ۵: سخنرانی آقای سرور هوشنگ طالع  تحت عنوان "تاریخ تجزیه ایران" به لحاظ علمی و مستندات و دانایی تاریخی واجد ارزش و در خور ستایش بود اما سخنرانی کاملا تحقیرآمیز آقای سرور قدرت الله جعفری در حق زبان و هویت قومی آذربایجان -که سرشار از اشتباهات و مجعولات تاریخی نیز بوده، مثلا با گزیدن کاملا جهتدار ۴،۵ بیت از دیوان فضولی بغدادی که در آن ۸۰ درصد واژگان عربی بوده و تنها ۲،۳ واژه ترکی داشت، ایشان در صدد اثبات ضعف این زبان و فقدان ادبیات در این زبان بوده، افاضه می فرمودند که به همین دلیل "گستردگی مصوتهای ترکی نسبت به مصوتهای فارسی" امکان مکتوب ساختن زبان ترکی با رسم الخط فارسی وجود نداشت. لذا ترکی هیچگاه مکتوب نشد و ترک زبانان نیز به زبان فارسی شعر سرودند و......- برایم واقعا تاسف آور بود. در حدی که واقعا نتوانستم در سالن بنشینم. میخواستم یه اعتراض سالن را ترک کنم که مهرداد دستم را گرفت که دخترش اینجا بغل مان نشسته و زشت است و......! اما در تمام آن ۱۰ دقیقه دندان به دندان ساییدم و.......


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  یکشنبه هفتم مرداد 1386ساعت 4:34 بعد از ظهر  توسط پیمان عارف  | 

دو خبر از زندانیان سیاسی / کمیته گزارشگران حقوق بشر

+ نوشته شده در  یکشنبه هفتم مرداد 1386ساعت 3:36 بعد از ظهر  توسط پیمان عارف  | 

عدم رسیدگی به شکایت انفصال از خدمت ریاست دانشگاه تهران

پیمان عارف دانشجوی ممنوع التحصیل کارشناسی ارشد دانشگاه تهران گفت: " با وجود شکایت انفصال از خدمت عمید زنجانی( رئیس دانشگاه تهران) که 2 ماه پیش تسلیم دیوان عدالت اداری گردید و نیز معاون قضایی دیوان ابتدا از رسیدگی به این شکایت استقبال نمودند و قاضی شعبه، پرونده را جهت توشیع به مقام بالاتر خود ارجاع داد که این به معنای موافقت قاضی شعبه 2 دیوان با تقاضای انفصال بود، اما نهایتا آیت الله رازینی از رسیدگی به پرونده خودداری می ورزد."

این درحالی است که حسب آیین دادرسی دیوان عدالت اداری، تقاضای انفصال از خدمت فقط در صورتی به ریاست دیوان ارجاع می شود که قاضی بدوی با آن موافقت کرده و رأی به انفصال صادر کرده باشد و آن گاه رأی انفصال جهت تأیید نهایی به ریاست دیوان ارجاع می گردد.

این فعال دانشجویی اضافه کرد :" چند هفته پیش جهت رسیدگی به موضوع به دفتر عمید زنجانی مراجعه نمودم که متأسفانه با هتاکی و فحاشی رئیس دفتر وی مواجه شدم."

وی در پایان خواستار رسیدگی هر چه سریعتر ریاست محترم دیوان عدالت و تأیید رأی قاضی بدوی حسب آیین دادرسی دیوان در مدت مقرر 2 ماه گردید.

کمیته دانشجویی گزارشگران حقوق بشر

 

 

+ نوشته شده در  یکشنبه هفتم مرداد 1386ساعت 3:14 بعد از ظهر  توسط پیمان عارف  | 

عباس امیر انتظام در دیدار با کمیته پیگیری دفتر تحکیم: از دانشجویان حمایت میکنم.....

+ نوشته شده در  چهارشنبه سوم مرداد 1386ساعت 5:31 بعد از ظهر  توسط پیمان عارف  | 

میلاد اسدی: میخواهند بازداشت شدگان را از دانشگاه اخراج کنند.....

+ نوشته شده در  چهارشنبه سوم مرداد 1386ساعت 5:22 بعد از ظهر  توسط پیمان عارف  | 

بگذار تا بگريم چون ابر در بهاران / كز سنگ ناله خيزد روز سماع درد ياران

+ نوشته شده در  چهارشنبه سوم مرداد 1386ساعت 5:15 بعد از ظهر  توسط پیمان عارف  | 

نفت و دموکراسی در ایران / گفتگوی پیمان عارف با موسی غنی نژاد

موسی غنی نژاد فقط یک اقتصاددان نیست. او برجسته ترین و سرشناس ترین "لیبرال سر افراز" ایرانی در تمام دهه های پس از انقلاب نیز هست! او کسی است که در زمانیکه تحت تاثیر جنبش چپ -از نوع لنینیستی اش در ایران - و تشیع سیاسی بر آمده از آن که از سال ۶۰ حداقل مطلقا بر تمامی شئون جامعه ایرانی مسلط بود،  "ليبرال" دشنامي انقلابي و منكوب كننده گشته و ترس از بازجويان توده اي پايه گذار وزارت اطلاعات جمهوري اسلامي تمامي ليبرالهاي ايراني را عميقا شرمگين گردانده بود، خود را صراحتا "ليبرال" ميناميد و سر بالا ميگرفت....... به خواست دبير سرويس "اقتصاد سياسي" روزنامه سرمايه پاييز گذشته با او گفتگويي با موضوعيت "نفت و دموكراسي" انجام دادم كه آن را در ادامه مطلب ميخوانيد...... 

 

 


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  چهارشنبه سوم مرداد 1386ساعت 4:34 بعد از ظهر  توسط پیمان عارف  | 

گفتگو با بيژن عبدالكريمي / بخش دوم

+ نوشته شده در  چهارشنبه سوم مرداد 1386ساعت 3:54 بعد از ظهر  توسط پیمان عارف  | 

نقد پروژه روشنفكري ديني/ گفتگوي پيمان عارف با دكتر بيژن عبدالكريمي

بهار سال ۸۱ اوج مطالعات هايدگري ام بود و منتها مرتبت شاگرديم نزد دكتر رضا داوري اردكاني و دكتر بيژن عبدالكريمي. كه اولي در دانشگاه تهران و دانشكده پيرش -دانشكده ادبيات- و گروه فرتوت ترش -گروه فلسفه- اتفاق ميافتاد و دومي در موسسه اي كه سروشيون براي هدايت دانشجويان جوان به "پيغام سروش" -پيغامي كه البته گوش نامحرمان هیچش جای نبود - تاسيس كرده بودند،اما خوشمزگي اش در اين بود كه درش هايدگر تدريس ميشد و عبدالكريمي......! به هر روي در آن مقطع از سوي يكي از مومنان سينه چاك آموزه هاي عبدالكريم سروش -كه البته بعدها تحقق اين آموزه ها را ديگر نه در اكبر گنجي، بلكه در هيبت هاشمي رفسنجاني و ستاد انتخاباتي اش جستجو كرد - سمينار نيم روزه اي براي به قول عليرضا اشراقي ، زعيم روشنفكران ديني ايران در دانشكده حقوق دانشگاه تهران برگزار شد كه بيش از هر چيز ديگر آدمي را به ياد سمينارهايي مي انداخت كه در شوروي سابق براي كارل ماركس و يا لنين برگزار ميشد......-يعني تا بدان حد ايدئولوژیک و حقنه کننده و سرکوبگرانه بود که حتی صدای سخنرانان نیز نهایتا در آمد! - در آن سمینار که کسی دیگر در آن فضای "پاک نیاکانه" و " پاک دینانه"جرات نقد سروش به خود نمیداد و عملا مجلسی شده بود برای مجیزگویی و شعرخوانی -از آن نوع که فی المثل در دربار سلطان محمود غزنوی میخواندند و صله دریافت میداشتند - تنها سخنرانی که این جسارت را در خویش یافت که پای در گفتاری انتقادی در حق سروش نهد، كسي نبود جز بيژن عبدالكريمي....... هفته اي پس از آن كه اتفاقا مصادف نيز بود با هفته هجرت - و يا شايد هم شهادت دكتر علي شريعتي- سه مصاحبه گرفتم با عنوان كلي نقد پروژه روشنفكري ديني در ايران!  اولي با دكتر مسعود پدرام كه در صفحه خودم در روزنامه آزاد -صفحه انديشه- به چاپش سپردم. دومي با دكتر غلامرضا كاشي كه در شماره همان ماه ماهنامه جامعه نو -متعلق به همسر عماد الدين باقي- چاپ شد و سومي با بيژن عبدالكريمي! از سومي خودم آنقدر خوشم آمد كه حاضر نبودم آن را براي چاپ به نشريه اي با تيراژ پايين بسپارم.....لذا مصاحبه ماند تا سال ۸۳ كه در روزنامه ايران مشغول به كار گرديدم -مشغول به كار شدني كه نهايتا نيز بسيار مستعجل از كار در آمد و با انتخابات  ۳ تير ۸۴......- امروز تصميم گرفتم آن مصاحبه را در تجددنامه "باز انتشار" دهم. باشد كه مقبول اهل نظر افتد.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  چهارشنبه سوم مرداد 1386ساعت 3:33 بعد از ظهر  توسط پیمان عارف  | 

با آرزوی سلامت املایی.....

دو روز پيش اي-ميلي از طرف فردي به نام كيوان اميري الياسي برايم ارسال شده بود كه در آن خبر از انتشار نشريه "كارگر" داده ،خواستار انتشار اين خبر و نيز بيان نظرات و انتقادات دريافت كنندگان اي-ميل گرديده بود......تجدد نامه نيز در مطلبي كوتاه به استقبال اين نشريه و منتشر كنندگاه آن رفت! امروز از طريق كامنتي كه يكي از دانشجويان دانشگاه علامه طباطبايي كه در دانشكده علوم اجتماعي آن دانشگاه فخيمه ، همان نقشي را ايفا ميكند كه در سطحي وسيعتر در ايران و جهان ،دكتر! محمود احمدي نژاد ايفاي آن را بر عهده دارد -يعني رسالتي به نام "خنداندن مردم" چونان مليجكي تمام عيار - برايم گذارده بود به وبلاگش راهنمايي شدم تا پاسخواره اي را كه اين انسان بيمار و قابل ترحم -به شهادت يك دانشكده كامل- به پست تبريك انتشار "كارگر" در تجددنامه، نوشته بود را بخوانم.....و البته كه دست اين "پرولتر سرمايه دارزاده مشاركتي كرجي" درد نكند ، مطلبش واقعا خنده ام را در آورد تا خستگي اين روزهاي گرم و دم كرده تابستاني از تنم زدوده شود.......! قصد پاسخ به نوشته اش را ندارم.....آخر يك ضرب المثل تركي هست كه ميگويد "دلي يه سلام ورمه ميش گش".....اما چون ۲،۳ سالي هست كه بلاهتهاي اين موجود كمي تا قسمتي پديده -يعني از همان روز اولي كه ايشان پاي مبارك به دانشكده علوم اجتماعي علامه نهادند- نقل بيشتر مجالس و محافل تفريحي و مهماني هاي دانشجويي است ، نكته اي را عرض ميكنم تا فعلا قدري در اين تابستان گرم بخنديم تا بعد.....! آقاي پديده نوشته اند:         " نکته ي ديگر اين است که اين فرد مي خواهد اين گونه الغا کند که اين به اصطلاح انشعابات در جريان چپ دانشجويي موجب تضعيف اين جريان شده است و شادماني خود را از اين مسئله نمي تواند پنهان کند. در حالي که در واقعيت مسئله درست برعکس است. "      يكبار ديگر اين دو جمله را بخوانيد......چيزي به نظرتان غريب نمي آيد؟!  هنوز متوجه نشديد؟! پس بگذاريد من بگويم!  اين دانشجوي مثلا ليسانس علوم اجتماعي -البته از نوع شبانه اش- هنوز نميداند كه "الغاء" يعني ملغي كردن و از بين بردن......آنچه كه معنايش " به طور ضمني تحت تاثير قرار دادن است" ميشود "القاء" و با قاف نوشته ميشود، نه با غين........! پي نوشت : عزيزم فواد جان به جاي اينكه اينقدر تلاش كني تا راه ۱۰۰ ساله را ۶ ماهه طي كرده و به شكلي بادكنكي به سطوح بالاي جامعه سياسي-دانشجويي ايران برسي و در اين راه نيز چنان دستپاچه و نا بخرداانه و آوانتوريستي عمل كني كه تبديل شوي به اسباب خنده و سرگرمي مردم ، از سر دلسوزي و چونان برادري با چند سال تفاوت سن و تجربه بهت ميگويم برو خودت را بساز......به جاي فحاشي هاي اپورتونيستي برو كتاب بخوان و دود چراغ بخور.......فضاي دانشجويي آني نيست كه فرصت طلبان در آن امكان رشد داشته باشند.....از آن رفيق چپ راديكال قزويني ات و سرنوشتش قدري پند بگير.....قبل از همه اين كارها هم كه گفتم برو قدري در كلاس پنجم ابتدايي بنشين و مشكلات املايي ات را بر طرف كن.......اگر هم نتوانستي، من حاضرم به رايگان برايت درس املا دهم. البته كرج نمي آيم و در منزل و كتابفروشي هاي زنجيره اي كاملا پرولتري تان حاضر به تدريس املاء برايت نيستم اما در پارك يا آپارتمان كاملا بورژوايي خودم چرا........ پينوشت : چون فواد عزيز اصلا مرا نميشناسد و هويت فكري ام را نيز نميداند و در جهان مجازي يا مكتوب نيز هيچ نوشته اي از من وجود ندارد و نيز چون در جهان واقعي نيز هيچ سخنراني يا مناظره اي از من كه اتفاقا در ميان مخاطبين، همين فواد خان نيز حاضر بوده باشد، متاسفانه وجود نداشته از سر قلت سواد و فقر توان تئوريك حقير امكان و مجال ظهور و بروز نيافته است و از آنجا كه بنده در آن مناظره معروف با حضرات چپ در دانشكده حقوق دانشگاه تهران به شت منكوب شده، متوجه بي سوادي ام گرديدم، عرض ميكنم كه هويت فكري-نظري من اين است: من يك "جمهوريخواه ليبرال لاكي" با سوگيري ليبرتارين و چپگرايانه -البته نه بدان معنا كه اذهان كم خرد و كتاب نا خوانده از چپگرايي مستفاد ميكنند- هستم........ در پايان برايت آرزوي سلامت املايي و رواني دارم.....قربانت: پيمان عارف : دانشجوي كارشناسي ارشد سه ستاره علوم سياسي دانشگاه تهران     /پی نوشت ۲: فواد نازنینم محض اطلاع عرض میکنم ، "بسط" درست است و "بست" كاملا غلط......
+ نوشته شده در  چهارشنبه سوم مرداد 1386ساعت 2:55 بعد از ظهر  توسط پیمان عارف  | 

دیدار اعضای کمیته پیگیری دفتر تحکیم وحدت برای بازداشتهای روز 18 تیر با دکتر محمد ملکی

                                                       
                                                            
 
                      

ادامه مطلب
+ نوشته شده در  دوشنبه یکم مرداد 1386ساعت 5:35 بعد از ظهر  توسط پیمان عارف  | 

در سوگ پاسارگاد / شعری از شاعر ملی ، استاد محمد رضا سبکی

با وجود تمام مخالفتها و دلنگرانی ها سد سیوند، ماه اردیبهشت گذشته - دو ماه پیش- شروع به آبگیری کرد..... بی آنکه فریادهای اعتراضی دانشجویان و فعالین جامعه مدنی در برابر مقر سازمان میراث فرهنگی به جایی رسیده باشد...... اکنون اما از افتتاح سد ، دو ماه نگذشته اخبار حاکی از بر جای گذارده شدن نخستین آثار تخریبی این سد در مناطق تاریخی و باستانی اطراف آن میباشد........ بدین مناسبت در ادامه، شعری از شاعر ملی ، محمد رضا سبکی را که در سوگ پاسارگاد سروده شده و در اختیار "تجدد نامه" قرار گرفته است را می آورم.....
ادامه مطلب
+ نوشته شده در  دوشنبه یکم مرداد 1386ساعت 3:57 بعد از ظهر  توسط پیمان عارف  | 

گزارش نوشتاری و تصویری وبلاگ شوق رهایی از سنگسار در آقچه کند :

تمام گزارش نوشتاری و تصویری که در ادامه می آید از وبلاگ شوق رهایی متعلق به ایرج شهبازی دستجرده عینا در اینجا آورده شده است.... تنها یک تصویر کوچک از میان مطلب مفصل ایشان را در انتقال مطلب بدین جا ، بنابر برخی ملاحظات حذف نمودم..... بخوانید و تصاویر مربوط به آثار بر جای مانده از سنگسار را ببینید.....
ادامه مطلب
+ نوشته شده در  دوشنبه یکم مرداد 1386ساعت 2:41 بعد از ظهر  توسط پیمان عارف  | 

اولین شماره نشریه اینترنتی "کارگر" منتشر شد....

اولین شماره نشریه اینترنتی "کارگر" که ظاهرا توسط جریان "چپ کارگری دانشجویی" منتشر میشود ، در فضای مجازی انتشار یافت. لازم به یادآوری است که جریان چپ دانشجویی اخیرا دچار انشعاب جدیدی شده و پس از انشعاب "چپ رادیکال یا انقلابی" از "چپ انتقادی" در بهار و تابستان ۸۵ ، اینبار جریانی تحت عنوان "چپ کارگری" با نقد آموزه های "حزب گرایانه لنین" -که روح مسلط بر جریان چپ رادیکال را سامان میدهد - و از موضعی طبقه گرایانه به انشعاب از چپ رادیکال پرداخته است! چپ کارگری که بر خلاف چپ رادیکال که در دانشگاه تهران متمرکز است ،عمدتا در دانشگاههای شریف ،علامه و امیر کبیر استقرار یافته ، ظاهرا حامل مواضعی در رابطه با جنبش کارگری است که عمیقا با مواضع سندیکالیستی قرابت و هماغوشی دارد! مهمترین فعالیت این گروه که رهبری آن با یکی از داشجویان چپگرای دانشگاه شریف است ، در سال ۸۶ جمع اوری کمکهای نقدی برای خانواده های فعالین کارگری در بند و اخراج شده در ماه اردیبهشت گذشته بوده است. برای این دانشجویان و نیز نشریه دانشجویی -اینترنتی "کارگر" امید کامیابی دارم. 
+ نوشته شده در  دوشنبه یکم مرداد 1386ساعت 2:18 بعد از ظهر  توسط پیمان عارف  | 

دو خبر کارگری

سایت "سلام دموکرات" گزارش میدهد: فعال کارگری، بختیار رحیمی، در نیمه های شب از منزل خود ربوده شد! این گزارش می افزاید:

طبق خبرهای رسیده از شهر مریوان، بختیار رحیمی از فعالین کارگری عضو کمیته هماهنگی غرب و از اعضاء کمیته برگزار کننده یِ مراسم اول ماه مه از منزل خود ربوده شد.

این گزارشات حاکیست که عده ای ناشناس مسلح در ساعت 3 بامداد منزل این فعال کارگری را محاصره کرده و با زور اسلحه وارد منزل او گشته و آقای بختیار رحیمی را همراه با وسائل شخصی او، از قبیل کامپیوتر، سی دی ها و دوربین و ... همراه خود می برند.

اعضاء خانواده ی وی گفته اند که اشخاص رباینده، بدون هیچ توضیح و یا نشان دادن سند و یا حکمی قانونی به داخل منزل یورش آورده و پس از برخوردهای وحشیانه با اعضاء خانه و تفتیش آنجا، آقای رحیمی را همراه با وسایل مذکوربا خود می برند.

از اینکه این اشخاص چه کسانی بوده و مربوط به چه ارگانی می باشند و همچنین از اینکه آقای بختیار رحیمی را به کجا برده اند، هیچ اطلاعی موجود نمی باشد.

 

نیز بنابر گزارش برخی فعالین مدنی در شهر تبریز ، چنگیز بختاور فعال کارگری-قومی در تبریز نیز که از روز اول خرداد توسط نیروهای وزارت اطلاعات بازداشت گردیده ، همچنان در بازداشت اداره کل اطلاعات آذربایجان شرقی به سر میبرد......

+ نوشته شده در  دوشنبه یکم مرداد 1386ساعت 1:57 بعد از ظهر  توسط پیمان عارف  | 

اخبار اعمال شکنجه فیزیکی در بند 209 اوین

کمیته دانشجویی گزارشگران حقوق بشر : برخی از دانشجویان بازداشتی دانشگاه امیرکبیر که به تازگی با قرار وثیقه از بند 209 زندان اوین آزاد گشته اند، از اعمال شکنجه فیزیکی در این بند جهت گرفتن اعتراف خبر داده اند.

برخی اخبار تأیید نشده حاکی است، که در رابطه با این دانشجویان از کابل و شلاق جهت شکنجه استفاده گردیده است. همچنین گفته می شود پروژه نشریات دانشجویی دانشگاه امیرکبیر که با بازداشت 8 تن از دانشجویان همراه شده بود، در انتها با قربانی شدن احسان منصوری به پایان می رسد و وزارت اطلاعات پس از دوره بازداشت بیش از 70 روزه ی این دانشجویان موفق گردیده تحت فشار و شکنجه، تمامیت سناریوی امیرکبیر را متوجه احسان منصوری نموده و فیلم اعترافی را از وی ضبط نماید که در آن این دانشجو نه تنها وادار به پذیرش ایده اولیه این طرح بلکه فریب دیگر دانشجویان بازداشت شده جهت انتشار نشریات، شده است.

گفته می شود ظرف چند هفته آتی این فیلم از سیمای جمهوری اسلامی پخش گردیده و پس از آزادی 5 تن از دانشجویان بازداشتی، مجید توکلی، احمد قصابان و به خصوص احسان منصوری به عنوان عاملین و متهمین این قضیه معرفی می شوند. این در حالی است که این 3 دانشجو از 10 روز پیش دست به اعتصاب غذا زده اند.

کمیته دانشجویی گزارشگران حقوق بشر، نگرانی خود را از اعمال شکنجه های جسمی در بند 209 وزارت اطلاعات اعلام داشته و خواهان توقف هرگونه شکنجه و رفتار غیرقانونی در این بند است.

 

+ نوشته شده در  دوشنبه یکم مرداد 1386ساعت 1:45 بعد از ظهر  توسط پیمان عارف  |