تبليغاتX
تجدد نامه

تجدد نامه

دستنوشته های پیمان عارف

ادوار نیوز رو ببینید و تصویر حماسه مقاومت رو بر بالای آن........

گزارش ادوار نیوز از مراسم "آزادی های آکادمیک" که ۴ شنبه در محل سازمان البته به مسئولیت دفتر تحکیم برگزار شد را حتما بخوانید ولی از اصل گزارش مهمتر عکس ۱ امروز سایته........عکس دکتر محمد ملکی، اسطوره مقاومت "دانشگاه ایرانی" در برابر "استبداد مذهبی"، بر پیشانی سایت نقش بسته..... آخ که چقدر این مرد برام احترام برانگیزه.......مردی که وقتی موتلفین سیاسی ۴۰ ساله اش-ملی مذهبی ها- را نیز به دور از "حقیقت موعود" یافت و در ستیز با جنبش دانشجویی، بی هیچ تردیدی "موتلفین پیر" را به نفع "جوانان پر شور" کنار نهاد....... او در این سالها که جنبش دانشجویی از همه سوی مورد هجمه بود و گستره ای از کیهان تا علی شکوری راد کمر همت به تخریبش بسته بودند، مردانه پای جنبش دانشجویی ایستاد.......حتی در برابر ملی-مذهبی های پیر و محافظه کار......یادم نمیرود که چه سان مردانه در دفاع از جنبش دانشجویی زبان به انتقاد از سحابی و پیمان و ....... گشود!!! محمد ملکی را پیر و مرشد "خرد نقاد و صادق دانشگاهی" در ایران میدانم.آنجا که دانشگاه به وجدان بیدار "تحول خواه" جهان اجتماعی بدل میگردد........ به شرفش درود میفرستم....... البته در برنامه آزادی آکادمیک جای "بابک احمدی" خالی بود.......! خوشمزگی اش هم در این بود که یکی از فعالترین چهره های انقلاب فرهنگی اول در دانشگاه صنعتی شریف، زبان انتقاد نه به انقلاب فرهنگی دوم که حتی به انقلاب فرهنگی اول که خود در انجمن اسلامی دانشگاه شریف از مجریانش بود، گشوده بود! این همان جایی است که تقی رحمانی در همین برنامه در سخنرانی خود به انتقاد از آن میپردازد که " عدم انتقاد بانیان انقلاب فرهنگی اول از خود -بخوانید اصلاح طلبان دهه ۷۰- راه را برای تکرار انقلاب فرهنگی باز گذاشت"و........آخر آن سالها اصلاح طلبانی از نوع آقایی که ۴شنبه بدون خود انتقادی، گویی که انقلاب فرهنگی اول را موجوداتی از کره مریخ انجام داده باشند، در ذم آن سخن میگفت، پای منبر "علی اکبر خان پرورش" در اصفهان مینشستند و در انجمن ضد بهائیت-ضد کمونیست -منظورم حجتیه اصفهان است-برای تصفیه دانشگاهها از لوث دگر اندیشان برنامه ریزی........ ولی اشکال ندارد. ما آنها را نیز بخشیده ایم........ باشد که رستگار شوند!!!
+ نوشته شده در  شنبه دوازدهم خرداد 1386ساعت 6:24 بعد از ظهر  توسط پیمان عارف  | 

یک سال به خدا عمر کمی نیست.....

سالگرد ممنوع التحصیل شدن و اخراجم از دانشگاه تهران، در حالی که در تدارک پایان نامه کارشناسی ارشدم بودم، گذشت.......الان دقیقا یکسال و ۴۰ روزه که از اون تاریخ میگذره.......و پس از ۱۳ ماه از اخراج و پس از ۷ ماه و ۱۰ روز از تاریخ صدور رای دیوان عدالت اداری به نفع من و درست پس از ۷ماه و ۱۰ روز از عدم تمکین "سلطان الرئیس" به رای دیوان و ممانعت از بازگشت به تحصیل حقیر است که موفق میشوم شکایت انفصال از خدمت سلطان دانشگاه تهران- شیخ عباسعلی عمید زنجانی- را در دیوان مطرح کنم........مرحله بعدی کار البته که طرح دعوا و شکایت کیفری-قضایی هم از حضرت آیت الله و هم از جناب وزیر خواهد بود......تا اینجا اسمش مبارزه است و کوشش سیاسی! بر کسی هم منتی نیست. اما اما دوستان،همشاگردیها شما فقط نتایج و ظواهر رسانه ای امر را میبینید......ظواهر اما باطنی و درون مایه ای نیز دارند.......پشت این اخبار که میشنوید پیمان عارف ی نهفته است خسته،خسته و باز هم خسته......یکسال به خدا عمر کمی نیست. یکسال پا در هوا بودن، بلا تکلیف بودن، برای گرفتن آنچه که واقعا حق مسلم توست ،با هر کس و ناکسی مواجه شدن و...... سخت است. مستهلک کننده است. پیر کننده است......پشت این تصویر سیاسی این است: پیمان عارف یکسال پیرتر شد. یکسال مشقت آمیز را گذراند. حتی از نگهبان دانشگاهش برای ورود به آنجا که خانه دومش محسوب میشد، ضرب و شتم نوش جان کرد. دانشگاهش و سلطان نشسته بر اریکه قدرت آن از او شکایت کیفری کردند و دادسرای خیابان خارک تهران......وای که چه روزی بود وقتی در دادیاری شعبه ۱۴ حاضر شدم تا به شکایت عمید زنجانی از خودم پاسخ گویم که چرا "توهین به رئیس دانشگاه" کرده ام و "ورورد به عنف به دانشگاه" -درست شنیده اید ورود به عنف به دانشگاه! مثل تجاوز به عنف می ماند.......- و البته باز پدر، پدر مهربانم بود که همراهیم را فرو نگذاشت. مدام هم در راه میگفت یک غلط کردم بگو. یک معذرت خواهی کن..... حتما میگذارند درست را بخوانی.......بیچاره فکر میکرد اینجا ساواک است که با یک معذرت خواهی رهایت سازند......حتی اگر به جان شاه هم سوء قصد کرده باشی!!!! نمیدانست که اینجا عهد سلطنت سبز پوشان است و زمانه احمدی نژاد....... باید محکم بایستی و از حقت دفاع کنی....... چنین شد که ایستادیم تا از حقمان دفاع کنیم.....گرچه پیر تر و خسته تر از گذشته........!!!! اما بخوانید آنچه در همان اوان اخراجم از دانشگاه وکیل نازنینم، نعمت احمدی عزیز در پاسخ به یاوه گویی سخنگوی دولت احمدی نژاد در باب حقیر نگاشته است........ مطلب از سایت شخصی نعمت احمدی نقل میشود. مطلبی در حمایت از حقیر که در کنار مطالب دیگر و گسترده ای از دوستان عزیزم- از مرتضی کاظمیان گرفته تا عباس میلانی- مجال انتشار در روزنامه های به اصطلاح "اصلاح طلب" را نیافت و به تاریخ سپرده شد...... حتی یادداشت مرتضی را شرق که مسئولیت سرویس سیاسی اش را رضا تاجیک عزیز به عهده داشت، نیز انتشار نداد......... پس فعلا با یادداشت دکتر نعمت احمدی:      

این نامه ها جعلی است؟

ممنوع التحصیل شدن آقای پیمان عارف دانشجوی رشته علوم سیاسی دانشکده حقوق دانشگاه تهران که اتفاقاً رتبه اول دوره کارشناسی ارشد را به خود اختصاص داد علاوه بر اینکه در محافل دانشجوئی انعکاس یافت در نشست خبری آقای دکتر غلامحسین الهام سخنگوی دولت که اتفاقاً استاد دانشکده حقوق- دانشکده ای که پیمان عارف دانشجوی آنجاست،مطرح گردید.آقای دکترالهام در پاسخ خبرنگاری در مورد ممنوع التحصیل شدن برخی از فعالان دانشجوئی از سوی وزارت علوم در جواب گفت: ... این از موارد – «خودگوئی و خودخندی عجب مردهنرمندی». الهام گفت: آنقدر نگاه دولت متزلزل و کوتاه نشده است که بخواهد به این امور بپردازد وسعت نظر دولت آنقدر گسترده است که باید تمام آحاد مردم و جوانان از فرصت های موجود در کشور به نحواحسن استفاده کنند نگاه وافق دولت به این حد پائین نیست(اعتماد ملی شماره 72 سه شنبه 12 اردیبهشت) البته باید نگاه دولت و وزرات علوم همان باشد که آقای دکتر الهام بیان داشتند من باب یادآوری و اینکه آقای دکتر الهام به عنوان استاد دانشکده ای که یکی از دانشجویانش علیرغم اینکه رتبه اول دوره کارشناسی را به خود اختصاص داده با رتبه اول هم در دوره کارشناسی ارشد پذیرفته شده و مشغول به تحصیل هم می باشد متأسفانه از تحصیل محروم شده است صاحب این قلم به عنوان وکیل این دانشجوی فعلاً اخراجی متن دو نامه ای که موکلم را از تحصیل در دوره کارشناسی ارشد محروم کرده است و به یقین آقای دکتر الهام از این موضوع بی خبر بوده اند را می آورم و درخواست دارم در خواست دارم با تکیه بر هر یک از مشاغل رسمی و کلیدی خود مانع محرومیت این دانشجو از تحصیل شوند و چون کلام سخنگوی دولت خبر از برنامه های کلان دولت می دهد امیدوارم این نامه ها جعلی باشند.

نامه نخست در تاریخ 20/1/ 1385 تحت شماره 1808/1 با امضاء معاون اجرائی سازمان سنجش کشور و خطاب به حضرت آیت اله عمید زنجانی ریاست محترم دانشگاه تهران به شرح زیر صادر و تحت شماره 1525 در تاریخ 23/1/1385 ثبت دفتر ریاست دانشگاه شده است.

به استحضار می رساند بر اساس نامه محرمانه شماره 53/ د م مورخ 15/1/85 رئیس محترم دبیرخانه هیأت مرکزی گزینش استاد و دانشجو صلاحیت آقای پیمان عارف اسکوئی پذرفته شده در کد محل تحصیل 1616 از کد رشته امتحانی 1130 آن دانشگاه در آزمون ورودی تحصیلات تکمیلی (دوره کارشناسی ارشد ناپیوسته داخل) سال 1384 مورد تأئید قرارنگرفته است لذا خواهشمند است مقرر فرمائید ضمن «کان لم یکن» تلقی نمودن قبولی، کارت ورود به جلسه آزمون مشارالیه را به این سازمان اعاده فرمائید.

حال اینکه آقای عارف در آزمون سال 84 پذیرفته و مشغول به تحصیل می باشد چنانچه در نامه بعدی که مدیر کل تحصیلات تکمیلی دانشگاه خطاب به معاون تحصیلات تکمیلی دانشکده حقوق و علوم سیاسی نوشته اند این مطلب موردتوجه قرار گرفته است متن نامه اداره کل تحصیلات تکمیلی دانشگاه تهران به شماره 1710/ پ /122 مورخ 29/1/85 خطاب به معاون تحصیلات تکمیلی دانشکده حقوق-

سلام علیکم، ضمن ارسال تصویر نامه شماره 1808/1 مورخ 20/1/85 سازمان سنجش آموزش کشور در خصوص آقای پیمان عارف اسکوئی دانشجوی دوره کارشناسی ارشد رشته علوم سیاسی شماره دانشجوئی 210184034 به اطلاع می رساند قبولی نامبرده در دوره فوق کان لم یکن تلقی و مشارالیه محروم از تحصیل شناخته می شود لذا خواهشمند است دستور فرمائید فرم اعلام بدهی،برگ تسویه حساب و کارنامه کامل کامپیوتری و کارت دانشجوئی و ی را در اسرع وقت به این اداره کل ارسال نمایند...

هر دو نامه رونوشت های مختلفی به دوایر ذیربط دارد و یک نسخه هم برای آقای پیمان عارف ارسال شده است و بدیهی است چاپ آن بلا اشکال می باشد همانگونه که آقای دکتر الهام نه به عنوان سخنگو بلکه به عنوان استاد همان دانشکده ای که آقای عارف در آن مشغول به تحصیل می باشد گفته اند : باید تمام آحاد مردم و جوانان از فرصت های موجود در کشور به نحو احسن استفاده کنند... پیمان عارف با سعی و کوشش خود این فرصت را بعد از آزمون به دست آورد او را بی اثبات جرمی در محکمه صالحه و محرومیت از حقوق اجتماعی حسب قانون با یک نامه اداری از تحصیل محروم نکنیم که به گفته آقای دکتر الهام باور داریم ... نگاه وافق دولت به این حد پائین نیست...

نعمت احمدی

+ نوشته شده در  چهارشنبه نهم خرداد 1386ساعت 4:8 بعد از ظهر  توسط پیمان عارف  | 

معاون قضايي ديوان عدالت اداري: دانشجويان ستاره‌دار مي‌توانند براي اجراي حكم‌شان به واحد اجراي احكام

معاون قضايي ديوان عدالت اداري گفت: دانشجوياني كه حكم ديوان عدالت اداري براي آن‌ها از سوي وزارت علوم، تحقيقات و فناوري اجرا نشده، مي‌توانند به واحد اجراي احكام ديوان عدالت مراجعه كنند.

الله وردي مقدسي‌فرد درباره‌ي عدم اجراي حكم ديوان عدالت اداري از سوي وزارت علوم درباره‌ي دانشجويان ستاره‌دار دانشگاه‌ها گفت: اگر شكايت مربوط به عنوان قبلي باشد كه قبلا در ديوان مطرح شده، شكات بايد براي اجراي حكم به واحد اجراي احكام مراجعه كنند و تقاضاي اجراي دادنامه را داشته باشند اما اگر مساله مربوط به موضوع جديدي است بايد دادخواستي داده شود تا مساله در ديوان رسيدگي شود.

وي افزود: واحد اجراي احكام قدرت اجرايي دارد و در اين راستا از اهرم‌هاي قوي برخوردار است.

تعدادي از دانشجويان ستاره‌دار سال گذشته به ديوان عدالت اداري شكايت كردند كه ديوان نيز دستور موقت بازگشت به تحصيل دانشجويان را صادر كرد.

+ نوشته شده در  چهارشنبه نهم خرداد 1386ساعت 3:13 بعد از ظهر  توسط پیمان عارف  | 

مرز اسلامگرایی کجاست آقای اصلاح طلب؟!

آنچه هفته گذشته در انتخابات انجمن اسلامی دانشکده حقوق دانشگاه تهران صورت گرفت، در نوع خود واقعا بی نظیر بود! حال که ۱ هفته از آن گذشته است ، قطعا بهتر و با دیدی فارغ از شورمندیها و هیجانات نخستین میتوان بدان نگریست و چگونگی سقوط واپسین پایگاه "انجمن اسلامی دموکراسی خواه دانشگاه تهران" را فهم نمود! رقابت هفته گذشته اتفاق جدیدی نبود. همان تعارض تمام این سالهای انجمن حقوق بود میان دو طیف "اصلاح طلب وابسته به احزاب ۲ خردادی" در برابر جناح دیگر این انجمن، طیف "فرا اصلاح طلب لیبرال"!!! اما شاید برای نخستین بار در تاریخ انجمنهای اسلامی این دانشگاه یک اتفاق جدید و البته بی سابقه افتاد. اتفاق چیزی نبود به غیر از ائتلاف طیف اصلاح طلب این انجمن با بسیج دانشجویی این دانشکده و ارائه یک لیست ائتلافی جهت حذف طیف دگراندیش از این مجموعه...! نهایتا نیز لیستی در برابر دگراندیشان شکل گرفت با تفوق حضور وابستگان به نهاد شبهه نظامی دانشکده که در آن وابستگان نه تنها سیاسی اصلاح طلبان، بلکه حتی وابستگان نسبی جبهه مشارکت و فرزندان آقایان و خانمهای "رجال سیاسی این جبهه" در کنار "معرکه گردانان" داستان دکتر زرین کلک و وابستگان نسبی-سببی بنیادگراترین لایه های اصول گرایان ایرانی ایستادند تا مرثیه دانشجویان دگراندیش و انجمن دموکراسی خواه را در این دانشگاه سروده باشند! تا نیز شکست خوردگان نشست اخیر انتخاباتی دفتر تحکیم -که هر چه کردند نهایتا از جلب حمایت دانشجویان سیاسی این اتحادیه منتقد نظام سیاسی جهت ورود به شورای مرکزی آن عاجز نمودند- نیز انتقام خویش را از تحکیم با کین جویی از این واپسین بدنه تحکیم در دانشگاه مادر ایران-دانشگاه تهران- ستانده بوده باشند...... اما آنچه رخ نمود، گذشت و در یک جمله میتوان چنین توصیفش کرد که "ائتلاف دموکراسی خواه این انجمن و این دانشگاه انتخابات را با اختلاف ۴،۵ رای با نتیجه ۶ بر ۳ به ائتلاف اسلامگرایان - متشکل از اسلامگرایان رفرمیست و بنیادگرا - واگذار کرد!" اما انتخابات که به پایان میرسد و شکست لیست مورد حمایت نگارنده آشکار، طبق عادت همیشگی ام خیابان امیر آباد را به سوی بالا پیاده و قدم زنان طی می کنم. در راه گویی تصاویر ذهنی ام متوقف شده باشد، تنها به یک تصویر می اندیشم و مکرر مرورش مینمایم. تصویر مناظره تلویزیونی عبدالله مومنی با علی شکوری راد در شبکه هما مربوط به ۱ سال پیش. آنجا که طرف "فرا اصلاح طلب" مناظره به آقای اصلاح طلب میگوید که بر خلاف ادعای شما در انجمنهای اسلامی دفتر تحکیم همگان "مسلمان" انند و اصل نیز بر مسلمانی شان است مگر آنکه فردی خود مدعای اسلام ستیزانه مطرح سازد و....... آقای اصلاح طلب نیز پاسخ میدهد که بحث نه از "مسلمانی" که از "اسلامگرایی" است! ما نمیگوییم انجمنی های تحکیمی مسلمان نیستند، ما میگوییم ایشان اسلامگرا نیستند! صفت اسلامی انجمنها بر بنیاد فهمی ایدئولوژیک از اسلام بنیان نهاده شده و هویت اسلامی اینجا به معنای هویت اسلامگرایانه است و......! سخنان شکوری راد را پیشتر از سوی جناب حسام الدین علامه،دبیر تشکیلات وقت انجمن سنتی دانشگاه تهران نیز شنیده ام اما خدا را شکر میکنم که اینان در تحکیم فرودستانه ترین موقعیت ممکنه را دارند و در دانشگاه تهران نیز هم....! اما ورق که بر میگردد و جناب عمید به شیخوخیت ریاست مفتخر، اسلامگرایان نیز صفوف شان در برابر دگراندیشان و دگر باشان فشرده تر ، آن هنگام است که نسخه دموکراسی خواهان غیر خودی نیز پیچیده میگردد و مدعیان اسلامگرای دیروزین"دموکراسی و حقوق بشر" در نسیان مدعاهای انتخاباتی گذشته گوی سبقت از یکدگر چنان میربایند که چندی بعد در مقام موتلف موتلفه که نه،موتلف بسیج دانشجویی بر علیه اصیل ترین لایه های دانشجویان مستقل از حکومت ظاهر شوند.......! به تصویرم بر میگردم و به یاد شکوری راد می افتم. دلم میخواهد که ای کاش او اینجا بود و از او میپرسیدم آقای اصلاح طلب! اگر هویت انجمنها اسلامگرایانه است، مرز اسلامگرایی کجاست؟ حد یقف ایدلوژی گرایی در فهم مذهبی کجاست؟ آیا اصول گرایان شبهه نظامی نیز در این مرزبندی شما از اسلامگرایی در برابر عرفی گرایی دیندارانه - و نه شریعت مدارانه- میگنجند؟! اصلا بگذارید اینچنین سوال کنم. مرز شما و اساسا مشکل شما با احمدی نژاد چیست؟ اگر ائتلاف چنین راحت است و سهل الوصول چرا به ائتلاف با بنیادگرایان در سطح کلان نیز نمی پردازید؟ فضای دانشجویی را لطفا به حال خود بگذارید و ائتلافهاتان با دیگر بنیادگرایان را در سطح کلان دنبال فرمایید. دانشگاه عرصه آزمون وخطای شما در موفقیت یا عدم موفقیت سیاست ورزی های شما نیست! ما آزمایشگاهی برای سنجش امکان های ائتلافی شما نیستیم!  
+ نوشته شده در  سه شنبه هشتم خرداد 1386ساعت 4:9 بعد از ظهر  توسط پیمان عارف  |