تبليغاتX
تجدد نامه

تجدد نامه

دستنوشته های پیمان عارف

برای آن مصطفی که صداقت می جست!

دیشب با دوست نو یافته ام،مهدی عزیز از دانشگاه تا سر آل احمد قدم زدیم. در مسیر که بودیم از دوست نادیده ام "مصطفی صداقت جو" بحث به میان آمد که آری ایشان نیز میتوانند در کار سایت یاری گر باشند و.....! نام مصطفی را اول بار به نظرم همین چند ماه پیش که در سبزوار -محل تحصیل وی- آن دانشجوی دانشگاه آزاد سبزوار به جرم همراهی با نامزدش به دست کارگزار شاخه دانشجویی نهاد نظامی "ارشاد" شد، شنیدم که در مقام دبیر انجمن تربیت معلم سبزوار از این جنایت سخن می گفت.واقعا اتفاق تکان دهنده ای بود! هفته پیش هم شنیدم که به ۳ ترم تعلیق از تحصیل توسط کمیته انضباطی دانشگاه محکوم شده.در حالی که درسش را هم تمام کرده بوده و.....! گفتم مهدی عزیز بهش زنگ زد تا حالی بپرسمش و همدلی. دقایقی صحبتمان طول کشید. از تهران پرسید و شرایط امیر کبیر. در آن چند دقیقه صحبتمان دیدم با چه دانشجوی نیک سرشت و شجاعی به گفتگو نشسته ام! عملا لیسانسش را پس از ۶ سال تحصیل و اتمام واحد های درسی از دست داده و حاکمیت جور نظامی به خاطر ندای تظلم خواهی اش از زندگی ساقط اش کرده ولی او هنوز شجاعانه و شورمندانه در برابر رخدادهای پیرامونش حساس است. وقتی به مهدی گفتم بهش زنگ بزند، گمان میکردم که با یک فعال دانشجویی افسرده و غمگین سخن خواهم گفت و دلجویی اش خواهم کرد و در غمش شریک خواهم بود لیکن در حین مکالمه دیدم که نه با شجاع مردی از تبار شورمندان دانشجو گپ میزنم که نه فسرده است و نه غمین! درود بر شرفش و ننگ بر آنان که نسلی چنین سرافراز در تاریخ ایران را بدین سان، چو خود سوخته طلب می دارند و آرزو ها از کف بداده!  شرم بر آنان که بهترین فرزندان این بوم کهن را در حصار میله های آهنینشان.........! برای مصطفی عزیز پایداری و پیروزی آرزو دارم. تبصره: رئیس محترم کمیته انضباطی سبزوار آگاه باشید که طبق آئین نامه حداکثر مجازات یک تخلف دانشجویی ۲ ترم تعلیق از تحصیل است. حال شما چرا خواسته اید به مدت ۳ ترم از دیدن چهره این نازنین خود را محروم سازید، من نمیدانم. به خود آئید که شب شرابتان را پایانی است و بامداد بس خمارتان نزدیک........!
+ نوشته شده در  چهارشنبه دوازدهم اردیبهشت 1386ساعت 7:54 بعد از ظهر  توسط سمازاهد  | 

آقای وزیر اطلاعات ما که گفتیم دست از امیر کبیر بردارید!!!!

داستان امیر کبیر نشانگر تجسم بلاهت "خرد بنیادگرا" است و البته میزان ماکیاولیسم،بی هویتی و..... این "خرد شیاد"..........الان وقت ندارم در تحلیل حرکت پلی تکنیک مطلب بگذارم. باید به دعوت شام برسم ولی گزارش ادوار نیوز رو میگذارم برای آنها که به دلیل فیلتر بودن دسترسی به این سایت ندارند. راستی در ۴،۵ پست پیش که برای بازداشت بابک عزیز نوشتم، گفته بودم که پا رو دم پلی تکنیک بیش از این نگذارید......!!! حالا از ما گفتن.......! گزارش ادوار:
آغاز نمایشنامه کثیف امنیتی بر ضد دانشجویان پلی تکنیک/ انتشار کاریکاتورهای مقامات عالیرتبه نظام به نام نشریات انجمن اسلامی
دوشنبه، 10 اردیبهشت 1386

ادوارنیوز:دانشجویان دانشگاه امیرکبیر که در چند روز گذشته به علت فشارهای زیادی که از طرف مدیریت دانشگاه، بسیج ، کمیته انضباطی و اطلاعات به آنها وارد شده بود دست به تجمع زده و خواستار آزادی دانشگاه از چنگال نیروهای امنیتی بودند امروز دوشنبه با توطئه جدیدی روبرو شدند.
حوالی ساعت 12 ظهر دوشنبه 10 اردیبهشت بسیجیان و نیروهای اطلاعات با لوگوی نشریات وابسته به اعضای انجمن اسلامی دانشجویان نشریاتی به چاپ رساندند که در آن کاریکاتور رهبر جمهوری اسلامی چاپ شده و انتقادهای تندی به وی وارد شده است. بعد از پخش این نشریات در داخل دانشگاه توسط عوامل اطلاعات و بسیج ، با برنامه ای از پیش طراحی شده همه نیروهای هوادار بسیج به دفتر ریاست دانشگاه ریخته اند و خواستار اخراج کلیه اعضای انجمن از دانشگاه شده و در بیانیه ای خواستار بازداشت همه اعضای انجمن شدند. اعضای انجمن که تازه از موضوع اطلاع یافتند برای جلوگیری از توطئه بسیج به دفتر رییس دانشگاه رفتند، نیروهای بسیج با سلاح سرد( چوب و چماق و میله ) به آنها حمله کردند و بسیاری از اعضای انجمن مجروح شدند و از سر و صورت آنها خون می ریزد. شدت ضرب و شتم دانشجویان به گونه ای بوده است که برخی دانشجویان بیهوش شده اند.
مدیریت فرهنگی دانشگاه هم در اقدامی هماهنگ با بسیج پس از نیم ساعت از شروع پروژه بسیج و اطلاعات در بیانیه ای کلیه نشریات دانشگاه را توقیف کرد و خبر از برخورد با مسوولان این نشریات را داد.
شایان ذکر است در شرایطی این پروژه از طرف نیروهای امنیتی و بسیج کلید خورده است که حتی نشریات مجوز دار در سطح دانشگاه از سوی انتظامات اجازه چینش پیدا نمی کند و کلیه اطلاعیه ها و نشریات دانشگاه در کنترل کامل نیروهای حراست دانشگاه و انتظامات است. بنابراین نیروهای امنیتی که از بیرون این پروژه را طراحی کرده اند و بسیج مجری آن است فکر آن را نکرده اند که چه پاسخی برای این سوال دارند در شرایطی که نشریات مجوز دار برای انتشار و پخش با ممانعت انتظامات و حراست روبرو می شوند چطور این نشریات و آن هم به سرعت و در تیراژ وسیع در دانشگاه پخش شده است؟
با نزدیک شدن به انتخابات انجمن اسلامی دانشجویان امیرکبیر این پروژه از طرف نیروهای امنیتی و بسیج طراحی شده است تا انجمن دانشجویان را به کلی از صحنه فعالیت های دانشجویی محو کنند حال آنکه سال گذشته با تخریب ساختمان انجمن با بلدوزر و بازداشت و اخراج دانشجویان از دانشگاه نتوانستند این کار را بکنند. اما این بار خیال آن را دارند که با بازداشت و اخراج کلیه اعضای انجمن، نه از تاک نشان ماند و نه از تاک نشان.

گزارشهای تکمیلی از انتشار شایعه قریب الوقوع بازداشت اعضای انجمن پلی تکنیک در ادامه این نمایشنامه کثیف امنیتی خبر می دهد.

+ نوشته شده در  دوشنبه دهم اردیبهشت 1386ساعت 10:8 بعد از ظهر  توسط سمازاهد  | 

مهاجمان ناشناس با ورود به دانشگاه لرستان دانشجویان را با چاقو مضروب ساختند!

مهاجمان ناشناس با ورود به دانشگاه لرستان دانشجویان را با چاقو مضروب ساختند
دوشنبه، 10 اردیبهشت 1386

ادوارنیوز: افراد ناشناس با ورود به دانشگاه لرستان فعالان دانشجویی این دانشگاه را مورد ضرب و شتم قرار داده و با چاقو مضروب ساختند.

به گزارش خبرنگار ادوارنیوز صبح امروز دوشنبه تعداد 10 نفر از اراذل و اوباش با ورود به دانشگاه لرستان تعدادی از دانشجویان این دانشگاه از جمله اعضای انجمن اسلامی دانشگاه لرستان را با استفاده از سلاح سرد از جمله چاقو، مورد ضرب و جرح قرار دادند. این اتفاق در حالی رخ داده است که حراست این دانشگاه نه تنها از ورود این افراد مسلح به سلاحهای سرد به دانشگاه جلوگیری نکرده است بلکه در هنگام حمله این افراد به دانشجویان در صحن دانشگاه نظاره گر ضرب و شتم دانشجویان بوده است.
گزارشها از مضروب شدن سیامک نادعلی دانشجوی دانشگاه لرستان به ضرب چاقوی این افراد ناشناس حکایت دارد. با تماس دانشجویان با نیروی انتظامی و مرکز فوریتهای پلیس 110 ظاهرا مهاجمان به دانشگاه لرستان توسط پلیس بازداشت شده اند.
+ نوشته شده در  دوشنبه دهم اردیبهشت 1386ساعت 6:2 بعد از ظهر  توسط سمازاهد  | 

پی نوشت در باب پلی تکنیک

راستی یادم رفت اینو بگم و یاد و ذکر خیری از این ۲ عزیز بکنم: نام پلی تکنیک که میاد خوب پیش از هر چیز دیگری تصویر علی افشاری به ذهن متبادر میشه. ولی پس از افشاری پلی تکنیک یک زوج سیاسی ارزشمند -رضا دلبری و روزبه ریاضی- هم به جامعه فعالان دانشجویی ایران تقدیم کرد.هر حرکت امیر کبیر -از اعتراض میدانی گرفته تا فستیوال تابستانی- نامی و نشانی و یادگاری از این ۲ دارد. متاسفانه در ۹ ماه اخیر و در پی برخی رخدادهای غم انگیز در سازمان ادوارکه منجر به استعفای ایشان از شورای مرکزی سازمان شد ، حضور سیاسی این ۲ عزیز را به شکلی بسیار محدودتر شاهد بوده ایم! روزبه رو ۱ هفته پیش تو نمایشگاه نفت و گاز و پتروشیمی تصادفا دیدم لیکن رضا ستاره سهیل است که است. البته این دوست کوچک جثه جدیدمان در امیر کبیر -عباس خان حکیم زاده- را هم هر وقت می بینم، مرا به یاد آن ۲ می اندازد.هر چند راه دارد تا به تجربه ایشان نائل آید ولی به هر صورت احساس میکنم از جنس دلبری است و ریاضی. و شباهتی به متشبهین و یاران "کارگزاران کارگزاران" در امیر کبیر ندارد!!! به هر روی برای روزبه و رضا هر جا که هستند و هر کار که میکنند - چه مایل به فعالیت سیاسی باشند و چه بوسیده و به کناری نهاده - آرزوی موفقیت میکنم! امیر کبیر قطعا ایشان را در حافظه تاریخیش نگاه خواهد داشت.به همان سان که افشاری را..............! خدایا به سلامت دارشان!
+ نوشته شده در  دوشنبه دهم اردیبهشت 1386ساعت 3:24 بعد از ظهر  توسط سمازاهد  | 

گزارش ادوار نیوز و خبرنامه امیر کبیر از پلی تکنیک:

دیروز پلی تکنیک صحنه اعتراضات وسیع دانشجویی بود. اعتراضاتی که در "حوزه استحفاظی" رهایی صورت می گرفت و طبیعتا ارزشی چند چندان داشت. گزارش اعتراضات دیروز رو ۲ سایت ادوار و خبرنامه مخابره کرده اند. لیکن چون هر ۲ فیلتر هستند و غیر قابل دسترسی، من هم اینجا گزارش رو به نقل از این ۲ سایت خبری منتشر میکنم. اما پلی تکنیک نا آرامRSS ? :
 
پلی تکنیک؛یک روز سراسر اعتراض
دوشنبه، 10 اردیبهشت 1386

امروز یک شنبه اعضای شورای عمومی انجمن اسلامی دانشجویان در اعتراض به ممنوع الورود شدن ۳ دانشجو، بازداشت بابک زمانیان و کارشکنی در انتخابات انجمن اسلامی در صحن دانشگاه تحصن کردند. در حمایت از این اقدام انجمن اسلامی و اعتراض به روند مدیریت موجود در دانشگاه در ایجاد محدودیت ها و فشار فراوان بر فعالیت های آزاد دانشجویی دانشجویان دانشگاه با خروج غذاهای خود از سلف، در بیرون از سلف به صرف ناهار پرداختند. برنامه روند عادی خود را طی می کرد که با هجوم انتظامات به میز نشریات انجمن به منظور جمع آوری خبرنامه انجمن اسلامی و بیانیه شورای عمومی انجمن درگیری هایی به وجود آمد. ادامه درگیری ها با دخالت افرادی ناشناس و یا عمدتا وابسته به جریان شبه نظامی دانشگاه دامنه درگیری ها را به درب های دانشگاه نیز کشاند.

از ساعت ۱۱.۳۰ اعضای شورای عمومی انجمن اسلامی به روال روزگذشته در صحن دانشگاه تحصن کردند و با نصب نوشته هایی درخواستهای خود را به اطلاع عموم دانشجویان دانشسگاه رساندند. اعضای انجمن اسلامی که خواستار آزادی بابک زمانیان، قائم مقام روابط عمومی انجمن، لغو ممنوعیت ورود احسان منصوری، دبیر سیاسی انجمن اسلامی ، علی عزیری نایب دبیر انجمن اسلامی، هادی باقری دبیر سابق کانون کتاب دانشگاه شده بودند با محوریت برگزاری انتخابات انجمن اسلامی دانشجویان دانشگاه را به همراهی با خود فراخواندن و دانشجویان دانشگاه که انجمن اسلامی را همیشه متعلق به خود می دانسته اند با شرکت در برنامه اعتصاب سلف و صرف ناهار در صحن دانشگاه مراتب اعتراض خود به ریاست دانشگاه را اعلام کردند.

در خلال برنامه بیانیه شورای عمومی انجمن اسلامی در خصوص برگزاری انتخابات آزاد در دانشگاه توسط یکی از اعضا قرائت شد و علی صابری دبیر انجمن اسلامی دانشجویان به ذکر نکاتی درباره دلایل این برنامه و ادامه برنامه در روزهای آتی پرداخت.

انتظامات دانشگاه که روز قبل با صحبت های صورت گرفته از حرکت به سمت دانشجویان و درگیری با آ« ها اجتناب می کرد، با فشار حراست به منظور به تشنج کشاندن فعالیت های آرام دانشجویان معترض و منحرف کردن برنامه در چندین نوبت به طرف دانشجویان معترض حمله کردند.

در قسمتی از برنامه به دلیل اصرار انتظامات در بازداشت و انتقال یکی از معترضین درگیری ها به اطراف صحن دانشگاه و نهایتا به درب رشت دانشگاه کشانده شد که به دلیل ازدحام جمعیت شیشه درب رشت دانشگاه شکست و نهایتا دانشجویان موفق به رهایی فرد معترض از دست انتظامات شدند.

تمام صحن دانشگاه با شعارهایی که توسط دانشجویان آماده شده بود پوشانده شد و در خلال پخش سرودهای حماسی و ملی دانشجویان علاوه بر همراهی با سردادن “انجمن منتخب حمایتت می کنیم” “مرگ بر دیکتاتور” “نظامی برو گم شو” دانشجوی زندانی آزاد باید گردد” در برنامه حضوری فعال داشتند. در میان نوشته ها و شعارهای نصب شده عباراتی چون “اندیشه را نمی توان زندانی کرد” “خشونت طلبان دانشگاه را قرق کرده اند” “آیا تحصیل حق دانشجو نیست” ” ترکه بیداد بر نشریات منتقد” یاران دبستانی به پا خیزید” کمیته انضباطی؛ مسلخ عدالت” ” راه نفس را بر قلم و سخن بسته اند” مردان ایستاده می میرند” “مارسالت تاریخیمان را فراموش نخواهیم کرد” “این است بهای روشنگری” و … دیده می شد.

پس از پایان برنامه تقریبا ۲۰ نفر از اعضای بسیج و تشکل های همراستا که از عدم جلوگیری برنامه توسط انتظامات شدیدا خشمگین بودند و در حالی که فقط چند تن از اعضای انجمن در صحن حاضر بودند با هجوم به دانشجویان موجبات درگیری در صحن شدند که سریعا با دخالت دانشجویان رهگذر که به طرفداری اعضای انجمن آمدند مجبور به عقب نشینی شدند.

دبیر انجمن اسلامی در صحبت انتهایی خود که به منظور پایان برنامه بود از برگزاری تریبون آزادی در روز سه شنبه اطلاع داد و بیان کرد اعضای شورای عمومی فردا نیز در صحن دانشگاه متحصن خواهند بود.
:
+ نوشته شده در  دوشنبه دهم اردیبهشت 1386ساعت 3:2 بعد از ظهر  توسط سمازاهد  | 

سخنی از بیگاه های یک طیف شیرازی

از یکی از کامنتهایی که برای پست قبلی گذاشته بودند،راهی وبلاگ یکی از دوستان انجمن تهران ،طیف تحکیم واحد -بخوانید طیف شیراز پوست انداخته- شدم. مطلبی تو پست آخرش در مورد ختم پدر مدرسی تو حسینیه شهدا قم دیدم که خوشم آمد و با اجازش میخواهم بگذارمش تو این پست! قسمت های با مزه اش اون قدری هست که ساعتی را در میان این جامعه غمزده لبخند تبسم به لب بنشاند! تبصره: بلاگر این وبلاگ پیمان عارف است.از بدو افتتاح وبلاگ چون احتمال میدادیم که هک شویم، وبلاگ رو ۲ بلاگره کردیم.یک یوزر نیم دست من بود و دیگری دست سمای عزیز. مهر یوزر-پس ورد من هک شد تا به مدت ۵،۶ ماه چیزی تو وبلاگ ننویسم.از اسفند که باز دارم مینویسم با یوزر-پس سما ست و...... البته سما قول داده که این مسئله رو حل کنه.آخه من خودم از این چیزها سر در نمیارم.ولی این روز ها اونقدر سرش تو شرکت مشغوله که نگو.......! به هر روی مسئولیت تمام این نوشته ها با حقیر -پیمان عارف- میباشد. اما پست خوندنی این آقا محمد منصوری بروجردی در وبلاگ بیگاه ها.بلاگفا :
حرف هایی که در معرفی وبلاگ زدم و نوشته هایی که در پست اول وبلاگ نوشتم را جدی نگیرید!

آدمی که به طور روزانه سیاسی باشد روزنوشت هایش هم سیاسی می شود..

پنج شنبه شب با حسین نقاشی و مصطفی حسینی رفتیم مجلس ختم(هفته) پدر فرید مدرسی.

سرشب که تاج گل برای تسلیت(۱) را از گلفروشی خریدیم گرفته بودمش جلوم و می بردمش، طبیعی هم بود که جلوی پایم را نبینم.می گفتم حسین فرمون بده . که مصطفی گفت خب بگیرش بغلت.دیدم خداوکیلی خودم یه جفت پت و متم و خبر ندارم.

توی حسینیه ی شهدا(۲) که رفتیم دیدیم ای بابا فرید مدرسی دوطرفه بسته! هم موتلفه براش تسلیت گفته بود هم مشارکت!

ما جاگیر شدیم و نشدیم و هنوز چشممان به حاج آقای رو منبر بازنشده بود دیدیم بچه ها دارن می گن سعید لنین سعید لنین.کمی آن طرف تراز ما تحکیم وحدتی ها(۳) نشسته اند: از سعید حبیبی تا مجتبی بیات و محمد هاشمی و حنیف یزدانی و..... البته جای علی نیکو به شدت خالی بود.

اما اصل قصه که می خواهم تعریف کنم: روحانی روی منبر که شروع کرد به ذکر مصیبت خوندن سعید حبیبی دستش را گذاشت روی صورتش و تباکی کرد. حسین گفت: این داره برای امام حسین گریه می کنه یا به حال این ملت! کل مراسم فیلم ما این بود که سعید حبیبی الآن داره چه احساسی می کنه که نشسته پای منبر ارتجاع سیاه!  و بعد حسین هم به شوخی داشت منویات ذهنی رفیق سعید را تبیین می کرد و دست آخر یکی از دیالوگ های بایکوت را رو کرد: آخه الاغ...

دیگر حاضرین در مراسم: علمای چپی که زیاد بودند اما آن که ما(یعنی من) می شناختیم قابل بود. به علاوه چشممان به دیدن جمال: حضرات آقایانِ الله بداشتی ٬سید علی رئیس کرمی٬ حمید موسویان٬ علی سنگچی٬ روح الله رهامی اه بابا از بس سیاسی بارون بود یاد نمی آید دیگه(۴)

پی نوشت:

(۱) هرچی گفتم بزنید از طرف انجمن پردیس قم زدند انجمن تهران

(۲) نه حسینیه ی شهدای کذا٬ این یکی توی خیابون ارم بود

(۳) سرکار خانم هدایت را هم بیرون از حسینیه ملاقات کردیم

(۴) دکتر علامه هم بعد ملحق شد

+ نوشته شده در  دوشنبه دهم اردیبهشت 1386ساعت 2:39 بعد از ظهر  توسط سمازاهد  | 

بابک را آزاد کنید!

بابک زمانیان، مسئول روابط عمومی انجمن امیر کبیر به صورتی که آدمی را به یاد بازداشتهای "گشتاپو" در سرزمینهای تحت اشغال آلمان هیتلری در جنگ دوم می اندازد، حدود ۱ هفته است که بازداشت و به ۲۰۹ منتقل گردیده است. آقای اژه ای عزیز اگر خواهش کردن فعلی براندازانه هنوز محسوب نمیشود، از شما خواهش می کنم "لطفا" آزادش کنید! عزیزم اونجا پلی تکنیکه و آستانه تحملش مقابل "جور و جنون" مثل ما "تهرانی" ها اصلا بالا نیستها.........!
+ نوشته شده در  شنبه هشتم اردیبهشت 1386ساعت 3:57 بعد از ظهر  توسط سمازاهد  |