تهران- خبرگزاری کار ایران: پيمان عارف، دانشجوي محروم از تحصيل دوره كارشناسي ارشد دانشگاه تهران گفت: هفته آينده تقاضاي انفصال از خدمت رييس دانشگاه تهران و مرتضي نوربخش، رييس هيات گزينش استاد و دانشجوي وزارت علوم را به ديوان عدالت اداري ارايه ميدهم. عارف در گفتوگو با خبرنگار "ايلنا"، با شرح وقايع يك ساله محروميت از تحصيل خود گفت: در اين يك سال تلاشهاي زيادي براي ادامه تحصيل كردم اما تاكنون موفق به بازگشت به تحصيل نشدهام. وي با بيان اينكه در يك سال اخير تعداد دانشجويان محروم از تحصيل به 22 نفر رسيده است، گفت: در اين مدت كميته پيگيري وضعيت دانشجويان محروم از حق تحصيل، ديدارهاي فراواني با بزرگان نظام داشت كه همه آنها معتقد بودند اين موضوع مربوط به دولت نهم است و نبايد آن را به پاي ديگران نوشت. عارف با اشاره به راي ديوان عدالت اداري مبني بر توقف حكم ممنوعالتحصيل بودن وي و عدم استنكاف وزارت علوم و دانشگاه تهران به اين حكم، گفت: از اسفند ماه گذشته تاكنون شعبه 2 ديوان عدالت اداري دو نامه پيرو براي وزارت علوم و دانشگاه تهران ارسال كرده است اما وزارت علوم و دانشگاه تهران به هيچكدام از اين دو نامه كه براي ترغيب دولت و نهاد دولتي به اجراي حكم ديوان عدالت اداري است، پاسخي ندادهاند. وي ادامه داد: حسب آيين دادرسي، پيرو سوم حتي بدون ارسال پاسخ از سوي قوه مجريه نيز ميتواند زمينهساز تقاضاي انفصال از خدمت محل استنكاف از راي توسط شاكي شود لذا با توجه به ارسال پيرو سوم در اين هفته و با توجه به اينكه مسووليت استنكاف از راي ديوان را به طور مستقيم بر عهده شخص عميد زنجاني، رييس دانشگاه تهران ميدانم، در صورت تداوم استنكاف به راي ديوان هفته آينده تقاضاي انفصال از خدمت عميد زنجاني و مرتضي نور بخش را به ديوان ميدهم. اين فعال دانشجويي با اشاره به ممنوعالورود شدن خود به دانشگاه تهران از آغاز سال 86، گفت: در پاسخ پيگيريهاي من اعلام شد كه دفتر رييس دانشگاه اين دستور را به انتظامات داده است و من بهرغم اي ديوان عدالت اداري حتي امكان ورود به دانشگاه را ندارم.
|
+ نوشته شده در چهارشنبه بیست و نهم فروردین 1386ساعت 4:17 بعد از ظهر  توسط سمازاهد
|
الان بازم مطلب امیر عباس فخرآور رو خوندم در پاسخ به وب-نگاشت پیشینم! چند نکته را بازم مجبورم بگم. ۱: کسی در بین بچه های تحکیم اسلحه روی شقیقه من نگذاشته و نمیتواند بگذارد که حسابت را با امیر فخراور روشن بکن.من اگر حسابم و مرز بندیم رو با فخراور روشن کردم به این خاطربود که خوب من واقعا همه جوره باهاش تفاوت و مرز بندی انکار نا پذیر دارم.یک لفت لیبرال جمهوری خواه با سو گیری مبارزه مدنی با نگاه به درون قطعا متفاوت است با امیر عباس فخراور!!!! ۲:دوستان من وقتی متفتن تفاوتها هستند منطقا حق دارند طلب مرز بندی شفاف و مبرز کرده بر نتابند که دوست و همفکرشان به چیزی که نیست "تصویر" گردد! ۳:امیر جان بهت گفتم و الانم میگم با اشتباهات وحشتناک خودت و هوشیاری لنینیستی مخالفان چپ گرایت تصویر آن "آدم بد" از تو ترسیم گردیده که در بد بودن یا خوب بودنت نمیتوان نفیا یا ایجابا و به طور استدلالی گفتگو کرد و "بد بودن"ات مفروض گرفته شده است!اون شب که زنگ زده بودی فکم درد گرفت بس که از اموزه های مبارزاتی لنین برات صحبت کردم تا به شیوه های عملکرد لنینیستها وقوف یافته کمتر "سوتی" بدهی ولی ظاهرا اصلا خوب گوش نکردی و حرفهامو مثل همیشه سرو ته و در هم متوجه شدی! ۴:اصلا نگفتم روشهای تحکیم لنینیستیه. گفتم مارکسیست-لنینیستها که به دنبال "وابسته به امریکا" میگردند تا چون اژه ای جاسوس بیابند و فحشش دهندو بگویند "دیدید دشمن لیبرال ما را؟" تو را یافته اند.این به این معنا نیست که تو واقعا آدم بدی هستی. پیش از تو نیز به محسن سازگارا فحش میدادند که این لیبرال امریکایی...... تو اونقدر "سوتی" دادی که محسن از مد افتاد! خوب وقتی تصویر آدم بده ازت عمومی شده طبیعتا تحکیم هم روت موضع پیدا میکنه. به ویژه که مدام از وقتی رفتی ینگه دنیا داری بهش با استفاده ازامکانات رسانه ای-مجازی دشنام نثار میکنی! ۵:من اصلا فکر نمیکنم که تو تجسم شر هستی. فکر هم نمیکنم که تجسم خیر می باشی ولی فکر میکنم در عرصه سیاسی کنشگر پر خطا و اشتباهی هستی! آدم بدی نیستی. پر اشتباهی! وقتی هم که چنین تصویری از فردی وجود دارد اصلا نمیتوان به او نزدیک شد. بهت گفتم و بازم میگم که بد یا خوب، درست یاغلط، تحکیمی ها دوستان من هستند و دارم باهاشون کار میکنم. خیر الموجودین فضای دانشجویی ما نیز همینها هستند.من هم بارهاگفته ام که قصدندارم ایران رو ترک کنم و تا در ایران هستم دوستان و همراهانم در مبارزه دموکراسی خواهانه همین بچه ها هستند. منطقا آیا میتوان یک نهاد و یک مجموعه را به نفع یک فرد، آن هم با چنان تصویر سازی صورت گرفته از وی، کنار نهاد؟ به علاوه اگر آن مجموعه به لحاظ هویتی،منشی و روشی یسیار به شما نزدیکتر باشد تا آن فرد! ۶: عزیز تو که نزد حضرات امریکایی و ایرانی-امریکایی از شرایط مطلوبی بر خوردار هستی و نزدیکی آنان نیز بسیار به پروژه سیاسیت بیشتر است و نیازی به نزدیکی با فعالین دیگر سیاسی به ویژه در درون مرز نداری.پس دلیلی هم برای ورودت به مسائل درون مرز و طرفیت یافتنت در مسائلی که تو در آنها مدخلیتی نداری نمیبینم! پس لطفا از ورود به این حوزه بپرهیز و ما رابا دعواهایمان در خانه پدریمان تنها بگذار. باز هم تاکید میکنم نازنین، تو اصلا انسان بد یا نا شریفی نیستی.نیت خیر خواهانه نیز داری.راهت برای رسیدن به مراد مطلوبت اشتباه است و منش سیاسیت غیر قابل دفاع........... پاینده ایران آزاد-تهران-۲۲ فروردین
+ نوشته شده در چهارشنبه بیست و دوم فروردین 1386ساعت 4:48 بعد از ظهر  توسط سمازاهد
|
پس از رای دیوان تا مدتها "شیخ الرئیس عمید زنجانی" از تمکین به آن استنکاف نمود و هیچگاه اجازه باز شدن فایل آموزشی ام را نداد تا بتوانم پایان نامه ام را دفاع کنم که پاسخ اش را همین روزها با دادن تقاضای "انفصال از خدمت زنجانی" به اتهام سرپیچی و استنکاف از تمکین به رای دیوان عدالت اداری توسط وکیلم در پرونده شکایت از وزارت علوم و دانشگاه تهران-استاد محمد علی دادخواه- خواهم داد! لیکن تنها نتیجه ای که رای دیوان داشت این بود که معاونت دانشجویی دانشگاه آن را پذیرفته و حسب آن مرا به عنوان دانشجوی کارشناسی ارشد دانشگاه به رسمیت شناخت تا ممنوع الورودیم را به دانشگاه تهران رفع نماید! دیروز که قصد رفتن به دانشگاه را داشتم نگهبان درب شرقی جلویم را گرفت که باید از در حراست وارد شوی.در درب حراست نیز گفتند به دفتر معاون دانشجویی مراجعه کن. دکتر قمصری نیز فرمودند "حاج آقا" شما را در دانشکده حقوق دیده اند و ظاهرا به ایشان سلام نداده اید که ناراحت شده و مجددا ممنوع الورودتان کرده اند! در برابر اعتراض من به غیر قانونی بودن این عمل نیز گفته آمد که بالاخره ایشان مجتهد هستند و اجتهادی عمل میکنند!!!! عیمد عزیز باش تا صبح دولتت افول کند
+ نوشته شده در چهارشنبه بیست و دوم فروردین 1386ساعت 12:45 بعد از ظهر  توسط سمازاهد
|