تبليغاتX
تجدد نامه

تجدد نامه

دستنوشته های پیمان عارف

در دفاع از دفتر تحکیم

اخیرا و پس از رخدادهایی که در نشست انتخاباتی چند هفته پیش دفتر تحکیم به طرفیت حقیر اتفاق افتاد و موجبات رد صلاحیت بنده را به بهانه کمبود سوابق تشکیلاتی فراهم ساخت تا نهایتا "خروج" و یا به عبارت بهتر "اخراج" اینجانب را از نشست توسط طیف وابسته به اصلاح طلبان محافظه کار و روحانی تحکیم رقم زند یکی از دوستان مقیم ایالات متحده در قالب مطلبی در وبلاگ شخصی خویش با طرح این مسئله و به بهانه آن به حمله علیه کلیت مجموعه تحکیم پرداخته اند که واکنشهایی را نیز در ایران در میان برخی از فعالین دانشجویی- اعم فعالین درون و بیرون مجموعه تحکیم- در پی داشته است.از آنجا که حمله نخستین به استناد امر اتفاق افتاده برای من صورت گرفته انتظار منطقی و به جایی در طی این مدت از سوی عزیزان مبنی بر اعلام موضع بنده در این مورد وجود داشته و مطرح گردیده است .چه ،شاید در این بحث اینجانب بیش از هر فرد دیگری ذی مدخل بوده باشم.لذا سطور زیر را در پاسخ به امور اتفاق افتاده که وجهی فراتر از چند وب-نوشت دارد قلمی میکنم.۱-در طی نزدیک به یک دهه فعالیت سیاسی، دانشجویی و مطبوعاتی ام با افرادبسیاری رابطه دوستانه، انسانی و عاطفی داشته ام. افرادی که به هویت های سیاسی - فکری متفاوت و گوناگونی نیز تعلق داشته اند. دوستی با هیچیک از ایشان نیز الزاما به معنای زیر پا نهادن هویت سیاسی - فکری خویشتن و ارتقای دوستی و رابطه انسانی به یک ائتلاف سیاسی نبوده و نمی باشد.

چنین شد که من صاحب دوستان و آشنایان گوناگون از چپ ترین لایه های اپوزیسیون تا راست ترین آن و اصلاح طلب ترین لایه های حاکمیت تا محافظه کارترینش گردیدم. دوستانی که بعضا نیز بر من منت نهاده و از طریق تلفن جویای احوال و یا اخبار مربوط به بنده می گردند . صحبت نمودن و درد و دل کردن با هیچ یک از ایشان نیز به معنای همکاری سیاسی و یا دادن نمایندگی و وکالت به ایشان در هیچ موردی از مسایل مربوط به بنده نمی باشد. ۲- دوستی ام با نگارنده وب نوشت انتقادی در باب تحکیم نیز از این قاعده بر کنار نیست وی نیز در خیل دوستانی قرار می گیرد که من با حفظ فاصله و مرزبندی سیاسی - هویتی از داشتن روابط شخصی دوستانه با وی در گذشته و به هنگام حضورش در ایران مسرور گردیده ام. روابطی که وی از آن به "رفاقت قدیمی" تعبیر می نماید. ایشان هنوزهم پس از گذشت حدود یک سال از اقامتشان در ایالات متحده هر از چند هفته ای به من تلفن کرده و در مورد مسایل جاری در وطن پرسش می نماید. حدود ۲ ماه پیش نیز از طریق یکی از دوستان مشترک از تصمیم برای کاندیداتوری شورای مرکزی اطلاع حاصل کرده تماس گرفته، ابراز محبت نمودند. پس از نشست اخیر نیز در ساعات نخستین که شرایط روحی - روانی نگارنده وضعیت مناسبی نداشت تلفن کرده از نشست پرسش نمودند. تا هنگامی که از رد صلاحیت شدن اینجانب پاسخ شنیدند و بسته شدن "حفره لنینیسم" در مجموعه، در مکالمه ای یک ساعته که در آن نگارنده عمدتا شنونده بود و گفته هایش نیز توسط مدیر مسئول ماهنامه ایران مهر استماع می گردید تا امروز بتوان به شهادتش گرفت، سعی وافر در تشویق نگارنده به برخورد با کلیت تحکیم نمودند تا پاسخ بشنوند که "من از تضعیف تحکیم و حمله به آن بنا به دلایل متعدد استقبال نمی کنم و خود نیز از آن دوری جسته با وجود برخورد ناشایست صورت گرفته با خویش، صبورانه و نجیبانه از دست یازیدن به هر فعلی که دشمنان دموکراسی در ایران را شاد کند،پرهیز خواهم نمود" پس از اتمام مکالمه نیز وقتی واکنش جناب مدیر مسئول را ملاحظه کردم از اتفاق افتاده بدین تعبیر یاد نمودم که بلاهت دوستان نادان باعث جولان یافتن دشمنان تحکیم گردیده است ۳- به هیچ روی در باب مسایل نشست سخن نگفته و سخن گفتن در آن مورد را به صلاح ندانسته ،وکالتی نیز به فردی در این جهت نداده ام. وکلایم تاجایی که می دانم جز عبدالفتاح سلطانی و محمدعلی دادخواه کس دیگری را شامل نمی شوند تا به نام من و به کام خویش وکیل گونه دایه مهربانتر از مادر شوند و کاتولیک تر از پاپ به زعم خویش به حمایت از من برخیزند. ۴- مرز بندی خویش را صراحتا و صمیمانه با خط سلطنت و سلطنت طلبی با تمام انواع و انحاء آن و عاملین و وابستگانش اعلام نموده بر هویت جمهوریخواهی لیبرال خود پای می فشارم.۵- با مبارزه رابین هودی سیاسی مخالف بوده،وابستگی و سخن گفتن در جهت مصالح یک دولت بیگانه بنام ایالات متحده در باب ایران را عمیقا تقبیح می کنم. اعتبار سیاسی در جامعه ایران نه به پذیرش در میان دولتمردان امریکایی بل به مقبولیت در جامعه مدنی و عرصه عمومی ایران باز می گردد. ۶- خود را به عنوان یک فعال مستقل دانشجویی به مصالح دفتر تحکیم وحدت و هویت حقیقی و نه حقوقی و اساسنامه-مرامنامه ای اش متعهد می دانم و در باب نشست صراحتا عرض می کنم که گر چه رد صلاحیت من به بهانه کمبود سوابق تشکیلاتی عنوان گردید لیکن این رد صلاحیت حاصل فشار اصلاح طلبان مذهبی مجموعه و وابستگان به احزاب اصلاح طلب حکومتی، با عاملیت" آقای وقایع نگار خبرگان تودرتو و پیچ درپیچ" بود. فشاری که متاسفانه در موقعیت انفعال و ضعف میراث داران لیبرال و عرفی گرای تاریخ شش ساله طیف علامه تحکیم به ثمر نشست. چه میراث داران این بار در زمان واحد نه با یک دشمن ،بنام اصلاح طلبان حکومتی بل با دو دشمن یعنی با دشمنی مارکسیست - لنینیست ها نیز مواجه بودند و قطعا با توجه به اشتباهاتی که فراکسیون مدرن تحکیم در  تابستان ۸۴ به هنگام اعلام کاندیداهای خویش برای شورای مرکزی مرتکب شده بود، و ایجاد بی مورد دو حفره همزمان چپ و پیروان اصلاح طلبان حکومتی در آن واحد در مجموعه و ضعف تعینهای حقیقی میراث داران، طبیعی به نظر می رسید که بهانه اساسنامه ای آنانی که سیاست ورزی را به معنای بازی غیراخلاقی و کودکانه از زعمای اطلاح طلبشان آموخته اند، به فرجام مطلویشان رسد! ۷- امیدوارم با توضیحات داده شده نیازی به بازگویی بیش از این رخدادهای نشست نبوده باشد و حال که خوشبختانه در شورای مرکزی جدید میراث داران لیبرال توانسته اند به فرادستی دست یابند همفکران عزیزم ،خود به جبران مافات دست یازند. ۸- لازم به تذکر است در باب بهانه اساسنامه ای، در تمام ۶ سال سابقه طیف علامه تحکیم هیچگاه با توجه به شرایط بحرانی و غیر طبیعی دفتر تحکیم در دهه ۸۰ که همواره در زیر فشار نهادهای حکومتی بوده است ،دیگر امکان اجرای تمام عیار اساسنامه وجود نداشته باشد. و شاید به جرئت بتوان گفت قریب به نیمی از اعضای شورای مرکزی این سالها فاقد شرایط تمام عیار اساسنامه ای بوده اند! چه در همین شورای مرکزی  گذشته دوستی که حتی عضو شورای عمومی دانشگاه تربیت مدرس نیز نبود به عضویت در شورای مرکزی تحکیم دست یافت و یا فرد دیگری که هیچگاه عضویت در شورای مرکزی دانشگاه تهران را در سوابق خویش نداشت به جمع اعضای شورای مرکزی پیوست.

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه شانزدهم فروردین 1386ساعت 1:19 بعد از ظهر  توسط سمازاهد  |